بنر

انفجار بعد از سکوت!

چهارشنبه ، 12 بهمن 1390 ، 13:35

در مزایای سکوت و دم فرو بستن به موقع خویش و پرهیز از ناسنجیده گویی و پرگویی بسیار سفارش و تاکید شده است. به عنوان مثال روایت کرده اند که سکوت دری از درهای حکمت است (ترجمه ظرایف الحکم، ج 1، ص 4). امام سجاد می فرمایند: مؤمن سکوت می ‏کند تا سالم بماند و سخن می‏ گوید تا سود برد. اما نگاهی که اکنون به مسئله سکوت خواهیم داشت جدای از یک نگاه اخلاقی به این مسئله است.

منظور از سکوت در اینجا سکوتی است که مقدمه یک انفجار واقع می شود و البته به معنای خفه شدن و گنگ شدن هم نیست؛ بلکه به معنای پرهیز است از بیان هر آنچه ضرورت ندارد؛ چه نوشتن آن و چه بیان شفاهی و چه ایما و اشاره.

این سکوت را می توان به دو گونه اختیاری و اجباری تقسیم کرد. سکوت اختیاری را بیشتر می توان در آموزه های عرفا و نکته سنجان عالم دید که توصیه می کنند انسان برای مدتی سکوت کند تا هم بیشتر بتواند تامل کند و هم دربند سخن  ناسنجیده خود نباشد.

به نظر می رسد این گروه ذهن انسان را مرکز فرآیند تشکیل مواد تازه دانسته اند و معتقدند اگر انسان ها در برهه ای از زمان سکوت کنند و بتوانند فقط بیاموزند  و تامل کنند، دیری نخواهد پایید که درون آنها فعل و انفعالاتی به وقوع می پیوندد که آنها را به فردی خلاق و مبتکر تبدیل می کند. انسان از این طریق می تواند پس از مدتی منفعل بودن ناگاه به گونه ای معجزه انگیز فعال و خلاق شود.

شاید از لحاظ روان شناختی هم بتوان این مسئله را توجیه کرد؛ چراکه برخی معتقدند پرحرفی باعث سلب تمرکز و نکته بینی انسان می شود. البته همه اینها در شرایطی است که شخص به  اختیار  خود دست به سکوت بزند و چه بسا این کار برایش سخت هم باشد. آرامشی که پس از مدتی احتمالا به انسان دست می دهد به او مجال تفکر و اندیشه می دهد و او را به دریایی مبدل می کند که فیض دایم سخنانش همگان را سیراب می کند.

 

 

انفجار!

از این به بعد او منفجر می شود و دیگر نمی تواند سکوت کند یعنی به گونه ای بی اختیار پرده سکوت خود را می شکند. نمونه ای که می توان برای این سنخ از سکوت ذکر کرد، شخصیت مولوی است. مولانا پس از مدتی طولانی سکوت و ریاضت و پرهیز از هر آنچه ضروری است به ناگاه در رقص می آید و از آن به بعد است که آواز نی وجودش او را به خداوندگار عرفان و عشق تبدیل می کند. به گواه تاریخ مولوی، مثنوی خود را در شب نشینی هایش با دوستان خود سروده و آنها آن را نگاشته اند، شب نشینی هایی که گاهی تا به اذان صبح طول می کشیده است.

هرگز مولانا برای آنچه فرموده است مانند نویسنده ها و سراینده های امروزی تامل نداشته است؛ بلکه بالبداهه آنها را سروده است.  تا آنجا که خود نیز اشاره کرده است که من نی ای بر لبان خداوندم و او این سخنان را بر زبانم می گذارد.

نوع دیگری از انفجارهایی که بعد از زمانی سکوت رخ می دهد، فوران هایی است بعد از دوره ای سکوت اجباری. جوامعی وجود دارند که  در آن انسان های اندیشمند و فهیم حق بیان و اعتراض ندارند. در موارد متعدد این ها برای رعایت مصالح فردی و اجتماعی چاره ای جز دم فرو بستن نمی یابند.

بندگان  خدا می بایست به اجبار جامعه ستم پیشه سکوت کنند و خود را به نفهمی بزنند. اما انفجار زمانی اتفاق می افتد که به هر طریق فرصتی دست دهد که اندیشمندان بتوانند در آن به راحتی اظهار نظر کنند. به عنوان نمونه می توان به شخصیت پل تیلیخ متکلم معروف آلمانی اشاره کرد.

او هنگامی که در سال 1933 در 47 سالگی به جنبش نازی اعتراض کرد، به تهدید هیتلر کرسی درسش در دانشگاه فرانکفورت را از دست داد. این یعنی سکوت اجباری. اما متکلم ما با تمام دانش اندوخته خود و در حالیکه در اوج پختگی قرار داشت به آمریکا پناهنده شد و اکثر آثار علمی و کتب خود را در مدت 32 سال اقامت در امریکا به رشته تحریر درآورد!!

البته این انفجار همیشه باعث انتشار مثنوی معنوی نمی شود، گاهی کار به گزافه گویی می رسد و به جایی می رسیم که به قول سعدی می گوییم:لعنت بر زبانی که بی موقع باز شود.

سرکوب و جلوگیری از بیان عقیده چه در منزل چه در محل کار چه جامعه و حتی وقتی خودمان خویش را سانسور می کنیم تنها باعث می شود که چون بمب ساعتی متحرک در انتظار انفجار باشیم!

لااقل خود سانسوری نکن

شما در اوقات اداری ,در اجتماع و عرصه سیاسی در معرض سانسور هستید و همواره از شما خواسته می شود که خموشی پیشه کنید اما در خانه لا اقل دست از خود سانسوری بر دارید و به خودتان اجازه دهید هر چند گاهی حرف دلتان را بزنید.

هیچ وقت همه راضی نخواهد بود

یک شاه کلید اساسی در زندگی آن است که بپذیرید هیچ گاه نمی توانید همه را راضی نگاه دارید . هر چقدر تلاش کنید و هر چه دیگران می گویند تایید کنید باعث نخواهد شد که همیشه بهترین فرزند والدینتان,بهترین شاگرد استادتان ,بهترین کارمند رئیستان,بهترین همسر دنیا و بهترین والدین دنیا باشید.

اختلاف نظر افراد امری طبیعی است و هر کدام از ما دنیای منحصر به فرد و پیچیده با اصول و عقاید مخصوص خودمان را داریم، پس هیچ گاه لازم نیست تلاش کنید که همه را راضی نگاه دارید. اینکار تنها شما را به موجودی ابله و ساده بدل می کند که برای هیچ کس جدی نخواهید بود. بنا برا این با وجود انبوه سانسور ها خودتان، خودتان را سانسور نکنیدو هر از چند گاهی اعتقاداتتان را مطرح کنید تا به این ترتیب از انفجار پس از سکوت پیشگیری کنید.

چرا که انفجار به هر شکل و به هر وسیله جز ویرانی و نابودی چیزی برجای نمی گذارد . مولانا هم پس از انفجار نزد اعضای خانواده و شاگردانش منفور شد و با وجود عمق گفته هایش همسرش هم قبولش نداشت.

همه می گویند مولانا همسری بد و بد اخلاق داشت در حالی که کسی به این فکر نمی کند وقتی بمبی منفجر می شود بزرگترین ترکش ها یش به نزدیکترین افرادی اصابت می کند که در اطرافش قرار دارند!

اخبار منتخب بانکی دات آی آر:

================

► دعوت به همکاری شرکت پارس خودرو
اطلاعات دانشگاهی رشته مدیریت مالی ◄

بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
مطالب مرتبط
بنر
بنر
بنر