سرگرمی/ فامیله داریم؟

يكشنبه ، 6 فروردين 1391 ، 08:15

سوژه چنین است: «با فوتبالیست‌هایی که نام و فامیلشان متفاوت است مصاحبه کنید.» مدیران محترم که اتفاقا همسایه‌شان هم وانت دارد فقط از فوتبالیست‌ها مصاحبه خواسته‌اند. این شما و این بچه‌های بامرامی که تا سوژه را می‌شنیدند خنده امان‌شان را می‌برید.

سنگچولی: من سیروس علی جمعه بودم

دروازه‌بان موفق فجر سپاسی شیراز اولین نفری بود که سراغش را گرفتیم. تا خودمان را معرفی کردیم زد زیر خنده و بند کرد به فامیلی ما. بنده خدا خبر نداشت که ما را برای این انتخاب کرده‌اند با آن‌ها مصاحبه کنیم که یک نوع همزادپنداری با آن‌ها باشد!

آقای سنگچولی خوب با این فامیلی معروف شدید‌ها.

بالاخره این‌جور فامیلی‌ها بیشتر در ذهن مردم می‌ماند. البته در معروفیت من زیاد نقشی نداشته ولی چون عجیب غریب است از یاد مردم نمی‌رود.

در زمان مدرسه به خاطر فامیلی‌تان اذیت نمی‌شدید؟

چرا، اذیتم می‌کردند و به خاطر همین عمویم فامیلی‌اش را عوض کرد و اعتمادی‌خواه گذاشت ولی ما عوض نکردیم.

یعنی نمی‌ترسید برای بچه‌تان مشکلی در مدرسه پیش بیاید؟

فعلا که بچه نداریم. حالا هر وقت بچه‌دار شدیم یک فکری برایش می‌کنیم. (می‌خندد)

حالا ریشه این فامیلی‌تان از کجاست؟

سنگچول یک منطقه در سیستان و بلوچستان است که فامیلی ما را از آن گرفته‌اند.

پس اصالتا بچه سیستان هستید؟


نه، بچه مشهد هستم. داستان به این صورت بود که زمان پدربزرگ ما که فامیلی و لقب‌شان علی‌جمعه بود مامور ثبت احوال از آن‌ها خواست تا یک فامیلی برای خودشان انتخاب کنند که پدربزرگ ما هم به مامور ثبت گفت هر فامیلی که دوست دارید برایم بگذارید. مامور ثبت هم چون فامیلی خودش سنگچولی بود‌‌ همان را برای ما گذاشت.

تا حالا به سنگچول رفتید که ببینید فامیلی‌تان از کجا آمده یا نه؟

نه. شاید اگر واقعا بچه آنجا بودم می‌رفتم و پیدایش می‌کردم ولی چون داستانش را می‌دانم دیگر برای چه بروم؟!

خب به جای این‌که تعطیلات عید را بروید اروپا بروید سنگچول. چه ایرادی دارد؟


اروپا؟ ما تمرین داریم. اگر تعطیل کنند 2، 3روز می‌رویم مشهد زیارت. برای ما مشهد اروپاست.

حرفی اگر مانده؟

فقط ویژه‌نامه‌تان چه زمانی چاپ می‌شود تا بقیه فامیلی های عجیب غریب را هم ببینم. دوست دارم بدونم چه کسی از همه عجیب‌تره. (می‌خندد)

خنیفر: اگر فامیلی‌ام خوب بود لیگ بر‌تر بازی می‌کردم

عبدالهادی خنیفر که این روز‌ها در لیگ یک بازی می‌کند از فامیلی‌اش راضی است هرچند که این فامیلی مثل دیگر بازیکنان برای او معروفیت را در پی نداشته چون در جنوب خیلی از این فامیلی‌ها پیدا می‌شود. او که تازه از خواب بیدار شده بود به سختی جواب سوالات ما را می‌داد.

معنی فامیلی‌تان چیست؟

والا خودم هم نمی‌دانم. از بزرگتر‌ها هم سوال نکردم که بخواهم یاد بگیرم!

در زمان مدرسه مسخره‌تان نمی‌کردند به خاطر اسم متفاوت‌تان؟

نه، من بچه شوش هستم و اینجا از این فامیلی‌ها زیاد است به خاطر همین کسی دیگری را اذیت نمی‌کند.

چقدر از معروفیت‌ات را مدیون فامیلی‌ات هستی؟

اگر معروف بودم که لیگ یک بازی نمی‌کردم. البته اگر برای فامیلی‌ام بخواهم لیگ بر‌تر بازی کنم‌‌ همان بهتر که لیگ یک باشم.

پارو: این فامیلی را معروف کردم، حالا عوضش کنم؟

برای این‌که مصاحبه از یکنواختی دربیاید فقط سراغ فوتبالیست‌ها نرفتیم و از سرپرستان نیز یک نفر را انتخاب کردیم؛ احمد پارو. با این‌که به نظر می‌رسید احمدخان پولش از پارو بالا برود ولی این‌گونه نبود یا لااقل خودش همه‌چیز را تکذیب می‌کرد.

آقا این فامیلی شما به چه معناست؟


پای‌رود یک روستا در استان فارس است که ما اصالتا بچه آنجا هستیم. بعد‌ها از پای‌رود به پارو تبدیل شده و الان ما را به پارو می‌شناسند.

گفته می‌شود شما پولتان از پارو بالا می‌رود.

پول چه ارزشی دارد؟ آدم باید معرفتش از پارو بالا برود.

نمی‌خواهید عوضش کنید؟

حقیقتا به این موضوع فکر نکردم. ولی ما کلی سعی کردیم تا این اسم را مطرح کنیم حالا برویم عوضش کنیم؟ من با افشین پیروانی در تیم منتخب جوانان فارس بودم و کلی برای خودم معروف بودم حالا که این اسم را همه می‌شناسند برای چه عوضش کنم؟

بچه که بودید اذیت‌تان نمی‌کردند؟

(می‌خندد) چرا. در مدرسه به من می‌گفتند پارو، جارو ولی بزرگتر که شدم چون بازیکن آرامی بودم همه به من احترام می‌گذاشتند.

بچه‌تان نمی‌گوید که فامیلی‌مان را عوض کنیم؟

الان دیگر چون ما را می‌شناسند کسی بچه ما را اذیت نمی‌کند. هستند کسانی که سوال می‌کنند معنی پارو چیست ولی دیگر کسی مسخره نمی‌کند.

الماس‌خاله: این خاله، خواهر مادر نیست

از مردان زحمتکش استان گیلان که پسرش نیز فوتبالیست است؛ جناب سرهنگ الماس‌خاله که حمید فرزانه ارادت خاصی به او داشت. با ایشان چندکلامی هم‌صحبت شدیم که در زیر می‌خوانید.

معنی فامیلی‌تان چیست؟


در زبان گیلکی به معنای تکه‌ای از الماس است.

ولی در زبان فارسی به معنای الماس خواهر مادر است.

این معنی‌اش آن نیست. آن خاله و عمه است که شما می‌گویید.

در کودکی کسی به خاطر نام خانوادگی‌تان شما را اذیت نمی‌کرد؟


نه، کسی بی‌احترامی نمی‌کرد. آدم باید همیشه طوری رفتار کند که به دیگران اجازه بی‌احترامی ندهد. البته کسانی که بخواهند اذیت کنند در هر صورتی اذیت می‌کنند.

با استفاده از این فامیلی خوب معروف شده‌اید. قبول دارید؟

من دنبال معروفیت نیستم. فقط برای خدمت آمده‌ام و به این‌جور مسائل فکر نمی‌کنم. از شما هم ممنون که یادی از ما کردید.

مشکل‌پور: فامیلی‌ام خوراک تیتر است!

سجاد مشکل‌پور را در ستون «فوتباله داریم؟» همه به یاد دارید. او پای ثابت تست‌های ما بود و وقتی این را به خودش گفتیم استقبال کرده و با روی باز پذیرفت. کلی هم با هم رفیق شدیم. واقعا فوتبالیست باجنبه مثل سجاد کم پیدا می‌شود. (این را گفتیم تا از این به بعد راحت‌تر از اسمش استفاده کنیم)

چرا مشکل‌پور؟

به نظرم چون زمان قدیم دادگاه نبوده خانواده ما مثل شورای حل اختلاف مشکل‌گشای مردم بودند.

این حدس خودت است یا سوال کرده‌ای؟

سوال کردم ولی کسی نمی‌دانست. پدرم، عمو و پدربزرگم نمی‌دانستند. باید یک چیزی در همین مایه‌ها باشد.

خب چرا نگذاشتند سجاد حل‌اختلافی؟

(می‌خندد) نمی‌دانم. ولی باز خدا را شکر مشکل‌پور است وگرنه مشکل‌نژاد و مشکل‌زاده که خیلی بد‌تر بود.

دوران مدرسه اذیتت نمی‌کردند؟

خیلی اذیت می‌کردند. من چون فوتبال بازی می‌کردم همیشه به این فکر می‌کردم که اگر روزی فوتبالیست شدم فامیلی‌ام را چه کار کنم ولی حالا خدا را شکر راضی‌ام.

یعنی نمی‌خواهی عوضش کنی؟


الان دیگه خیلی دوستش دارم. غصه این را نمی‌خورم که عوضش کنم چون خیلی از مردم اسم مرا می‌شناسند.

تیترخور اسمت هم خوب است.


آره. وقتی گل می‌زنم همه تیتر می‌زنند: «مشکل‌پور مشکل‌گشای نفت شد!» و یا «آجیل مشکل‌گشا» (تا آمد به تیترزنندگان فحش بدهد به او گفتیم که خود ما در یک روزنامه چنین تیتری برایش زده‌ایم که سجاد حرف را برگرداند و استقبال کرد) کلا روی این فامیلی کلی معروف شده‌ام. (می‌خندد)

فرزانه: پایان رأفت باید اسم و فامیلش را برعکس کند


حمیدرضا فرزانه جزو آن دسته از فوتبالیست‌هایی است که نام خانوادگی‌اش کمی متفاوت با دیگران است. اوکه سابقه 14سال بازی در لیگ بر‌تر را دارد به فامیلی‌اش ارادت خاصی دارد و حاضر نیست با چیزی عوضش کند. (هر کس نداند فکر می‌کند فامیلی‌اش پیربرناش است که با افتخار از آن صحبت می‌کند!)

در بچگی یا همین الان در استادیوم‌ها اذیت نمی‌شوید؟


در بچگی اذیت می‌کردند الان هم وقتی به خانه حریفان می‌رویم شعارهایی که علیه من می‌دهند با استفاده از نام خانوادگی‌ام است ولی من عادت کرده‌ام. (می‌خندد)

فرد دیگری داریم که نام خانوادگی‌اش نام دخترانه باشد؟

قدیم علی پروین و بهتاش فریبا و نیما نکیسا و حمید درخشان را داشتیم ولی الان من تنها فرزانه لیگ هستم! (می‌خندد)

چهره‌تان بیشتر معروف است یا فامیلی‌تان؟

من وقتی به یک اداره می‌روم کسی مرا نمی‌شناسد ولی به محض این‌که خودم را معرفی می‌کنم همه می‌گویند با آن فوتبالیست که نامش فرزانه است چه نسبتی داری؟ وقتی می‌گویم خودم هستم کلی مرا تحویل می‌گیرند و لطف می‌کنند.

جالب‌ترین فامیلی که در بین فوتبالیست‌ها به گوشت خورده چه بود؟

یک بازیکن از ملوان یا چوکا بود که دقیقا اسمش یادم نیست (احتمالا منظورش مقصود چندل بوده). ولی ورژ سرکسیان که در آرارات بازی می‌کرد و یک ارمنی بود یا پایان رأفت اسم‌های جالبی داشتند. پایان رأفت اگر جای اسم و فامیلی‌اش را عوض می‌کرد خیلی بهتر بود. رأفت پایان معنی‌اش بیشتر از این اسمش است. (باز هم می‌خندد)

تا به حال الماس‌خاله به گوشت خورده؟

آره جناب سرهنگ در فوتبال گیلان خدمت می‌کنند ولی اگر کارش در استادیوم بود خوراک شعار بود. همه می‌گفتند: الماس خاله‌رو بردار و بیار.. (قهقهه می‌زند)

پس قبول داری فامیلی در معروف شدن خیلی تاثیر دارد؟


بله، قبول دارم ولی خودم چون بی‌حاشیه بودم و زیاد هم مصاحبه نمی‌کنم کسی چهره‌ام را نمی‌شناسد و بیشتر فامیلی‌ام را به خاطر دارند.


به سراغ یک پیشکسوت کشتی رفتیم تا با او هم در این رابطه صحبت کنیم. محمدآقای هیچی فامیلی‌اش را دوست دارد و معتقد است دنیا کلا هیچ است و هرچه هست و نیست خداست. ایشان ریاست هیات کشتی استان کرمانشاه را بر عهده دارند.

نظرتان راجع به فامیلی خودتان چیست؟

به نظرم عظمت فقط برای خداست و ما همه هیچیم.

اذیت‌تان نمی‌کردند وقتی که کوچک‌تر بودید؟


من خیلی سر این موضوع درگیر شدم. بچه‌هایم هم یک مدت می‌گفتند عوض کنیم ولی الان نظرشان عوض شده.

چرا نظرشان عوض شد؟ با زور که این کار را نکردید؟

نه، الان دیگر در کرمانشاه همه ما را می‌شناسند. دیگر عادی شده و آب‌ها از آسیاب افتاده است.

معروفیت هم به دست آوردید از فامیلی‌تان؟


آقای بهمنش که از مفسران قدیمی کشتی بودند به بنده لطف داشتند و همیشه وقتی کشتی می‌گرفتم می‌گفتند محمد هیچی همه‌چیز است.

کردجهان: نام من از مصطفی چترآبگون عجیب‌تر است!

یکی دیگر از افرادی که با تماس ما خنده‌اش بند نمی‌آمد و از هر دری با ما سخن گفت اویس کرد جهان دوست‌داشتنی بود. او که اسمش با تغییراتی اویس کرد جهان شده از خاطرات شیرینی صحبت کرد که در این رابطه برایش به‌وجود آمد.

شما هم دست کمی از ما ندارید‌ها.

من تازه تغییر نام دادم (می‌خندد). نام کامل من اویس کرد جهان بیگلو بود تا این‌که وقتی در شهیدقندی بازی می‌کردم یک‌بار سرپرست رفت برگه تعویض مرا پر کند که به خاطر اسم طولانی من سردرد گرفت و بی‌خیال تعویض شد. از آن به بعد اسم مرا اویس کردجهان می‌نویسند و همه با این نام مرا می‌شناسند.

اویس به چه معناست؟

اویس در زبان کردی به معنای گرگ است. ما اصالتا مهابادی هستیم به خاطر همین اسمم کردی است ولی بزرگ‌شده مازندران هستم. به غیر از من اویس ملاح و اویس قرنی هم آدم‌های معروفی بودند ولی الان فقط اویس کردجهان مانده. (می‌خندد)

در مدرسه اذیت‌تان نمی‌کردند؟

الان هم اذیت می‌کنند. یک‌سری می‌گویند کرد ایران و یک‌سری کرد دنیا. البته این اسم سخت باعث شد در فوتبال بیشتر به چشم بیایم.

یک عکس در اینترنت از شما و مصطفی چترآبگون دیدم فکر کنم تولد شما بود. همه اسم‌عجیب‌ها بودند.

آن تولد من نبود ولی در توضیحاتش آمده که تولد من است. آره، چترآبگون هم اسمش عجیب است ولی اسم من عجیب‌تره. چترآبگون فکر می‌کنم به معنای چتر سوراخ باشد. (می‌خندد)

خانواده گیر نمی‌دهند که چرا بیگلو را از اسمتان حذف کردید؟


چرا وقتی به پنبه‌چوله می‌روم (پنبه‌چوله محله‌ای در ساری است) از من می‌پرسند که چرا بیگلو را حذف کردی.

پس بچه‌محل شیث رضایی هستید؟


آره البته کمی فاصله داریم ولی تقریبا بچه‌محل هستیم. شیث هم عجیب‌غریبه‌ها ولی نه از آن لحاظ، از یک لحاظ دیگر! (دیگه خنده امانش نمی‌دهد)

زنید‌پور: تو هر جور دوست داشتی شوخی کن

میلاد زنید‌پور یکی از مشهور‌ترین بازیکنانی بود که با او تماس گرفتیم. او هم مثل باقی دوستان چون به محبوبیت رسیده و اسمش جا افتاده حاضر نیست دست به تغییر نام‌خانوادگی بزند.

نمی‌خواهید فامیلی‌تان را عوض کنید؟

به این قشنگی، زنید‌پور مگه ایراد دارد؟

معنی‌اش چیست؟


نمی‌دانم. اسم پدربزرگم زنید بوده وقتی که شروع کردند به فامیلی انتخاب کردن یک‌ پور بهش اضافه کردند.

زنیط سن پترزبورگ؟ (خنده) مشکلی ندارید در اداره‌جات؟

زنیط نه، زنید. چرا خیلی مشکل دارم. در سفرهای برون‌مرزی هم به مشکل برمی‌خورم. مشکل اصلی‌ام تلفظ اشتباه مردمه. گزارشگر‌ها هم دو، سه ساله که درست تلفظ می‌کنند.

وقتی در رده جوانان بازی می‌کردم یک مهدی امیدوار بود که به من می‌گفت فامیلی‌ات را از کجا آورده‌ای که من چون سنم پایین بود نمی‌دانستم چه جوابی باید بدهم.

پس چرا تغییرش نمی‌دهید؟

چون اصالتمه و باعث افتخار من. عمویم و پدرم هم فوتبالیست‌های مطرحی بودند که برای این نام زحمات زیادی کشیدند. پس دیگر نیازی به تغییر فامیل نیست.

ناراحت نمی‌شوید اگر ما در مجله کمی با اسم شما شوخی کنیم؟

نه آقا، شما راحت باش (می‌خندد). من خودم آدم شوخ‌طبعی هستم به خاطر همین با شوخی کردن ناراحت نمی‌شوم.

برنامه عیدتان اروپاست دیگر؟


اروپا کجا بود؟ با این پول‌ها تا میلاد نور برویم پولمان تمام می‌شود. اگر می‌دانستم این‌طور می‌شود درس می‌خواندم و دندانپزشک می‌شدم. ما کلا 100میلیون گرفتیم باید تا ابد بدویم تا باقی پولمان را بگیریم. به خاطر همین اعتقاد دارم هیچ‌جا خانه خود آدم نمی‌شود. (می‌خندد)

امجد شکوه‌مقام: اسم بچه‌ام را می‌گذارم امجدیه!

رسیدیم به اصل جنس. اگر حدس زدید که امجد شکوه‌مقام است خیلی کارتان درست است. امجد که مرد شماره یک ستون ما بود وقتی خود را معرفی کردیم فقط کم مانده بود از حال برود. با امجد مفصل‌تر از باقی دوستان گپ زدیم چون حس رفاقت چندین ساله با او داشتیم. بالاخره ما هم کم برای معروفیت او زحمت نکشیدیم!

دوستان‌تان برای صدا کردن شما مشکل نداشتند؟

اسمم که نه ولی با فامیلی‌ام مشکل داشتند. به خاطر همین مقدم صدا می‌کردند. فامیلی ما شکوه‌مقدم بوده حالا شده شکوه‌مقام.

کسی با اسمت شوخی نمی‌کرد؟


خیلی‌ها باهام شوخی می‌کنند. فرهاد کاظمی یک اخلاقی دارد که از روی قیافه یا فامیلی بچه‌ها برایشان اسم می‌گذارد. البته از شانس من چون آن موقع تازه ازدواج کرده بودم به من می‌گفت شاه‌داماد و اسم دیگری برایم نگذاشت.

از این‌که در ستون «فوتباله داریم؟» زیاد با شما شوخی می‌کنیم ناراحت نمی‌شوید؟

نه، اتفاقا من فامیلی شما را خیلی دوست دارم و خود شما هم دست کمی از من ندارید (می‌خندد). شما هر جور که دوست دارید با من شوخی کنید فقط زیاد بی‌ادبی نباشد. (باز می‌خندد)

پس کلا با فامیلی‌تان حال می‌کنید؟

خیلی دوستش دارم. مردم من را به قیافه که نمی‌شناسند ولی تا اسمم را می‌گویم همه می‌فهمند که فوتبالیست هستم.

حالا اگر بچه‌دار شدید اسم بچه‌تان را چه می‌گذارید؟


احتمالا باید بگذارم امجدیه یا امجده (می‌خندد) البته باید این را هم بگویم که یکی از دوستان بود که منو ابجد صدا می‌کرد و هر وقت بهش می‌گفتم که من امجدم قبول نمی‌کرد و‌‌ همان ابجد روی زبانش بهتر می‌چرخید.

ماجده هم برای اسم بچه‌تان بد نیست‌ها.


مگه من مجاهد خذیراوی‌ام؟ ماجده به درد اسم بچه مجاهد می‌خورد. برای بچه خودم که من انتخاب نمی‌کنم باید ببینم خانومم چه اسمی را انتخاب می‌کند تا ما هم بگوییم چشم. (می‌خندد)

حرف خاصی اگر مانده در خدمتیم.


نه عزیزجان حالا بعدا بیشتر با هم آشنا می‌شویم. (می‌خندد)

ایمان پیربرناش

مجله تماشاگر

اخبار منتخب بانکی دات آی آر:

=================

► اصول بازاریابی برای مشاغل کوچک
نتیجه نهایی پذیرفته شدگان آزمون استخدامی مورخ ۲۹/۲/۹۱ سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی ◄

بنر
بنر
بنر
بنر
مطالب مرتبط
بنر
بنر