بنر
دستیابی به موفقیت به روش اثر مرکب (3)
چهارشنبه ، 12 مهر 1396 ، 09:58

سایت بانکی مدتی ست که قصد دارد با کمک گرفتن از بهترین منابع مکتوب در زمینه ی موفقیت و به منظور اشاعه ی فرهنگ تلاش و خودباوری در جامعه برای رسیدن به اهداف، سلسله مقالات و راهکارهایی را بدین منظور نشر نماید. در اولین گام کتاب «اثر مرکب: آغاز جهشی در زندگی، موفقیت و درآمد شما» را برای شما انتخاب کرده ایم که پیش از این، دو فصل از آن ارائه شد.

 

هر چه عادت ها قدیمی تر باشند، بزرگ تر می شوند، ریشه های شان عمیق تر می شود و سخت تر از ریشه بیرون می آیند. بعضی از آنها خیلی بزرگ می شوند و ریشه های خیلی عمیقی پیدا می کنند طوری که حتی جرات نمی کنی برای از بین بردنشان تلاش کنی.

ارسطو نوشته است: « ما همانی هستیم که مکرر انجام می دهیم.» دیشکنری مریام- وبستر واژه ی عادت را این گونه تعریف کرده است: « یک رفتار اکتسابی که تقریبا یا کاملا غیرارادی شده است.»

انسان ها سوار بر اسب عادت های شان می تازند، بدون این که بدانند کجا می روند. وقت آن رسیده است که کنترل افسار را به دست بگیرند و زندگی را در مسیر رسیدن به جایی قرار دهند که واقعا می خواهند آنجا بروند.

مطالعات روانشناسی نشان داده اند که 95 درصد از همه چیزهایی که احساس می کنیم، فکر می کنیم، انجام می دهیم و به آنها دست پیدا می کنیم، در نتیجه ی یک عادت یادگرفته شده است! ما با غرایز متولد شده ایم و البته بدون هیچ گونه عادتی. ما عادت ها را در طول زمان پرورش می دهیم. در دوران کودکی، مجموعه ای از پاسخ های شرطی را یاد می گیریم که ما را به عکس العمل غیر ارادی در خیلی از موقعیت ها سوق می دهند.

رویه های روزانه ی ساخته شده بر اساس عادت های خوب، همان تفاوتی ست که موفق ترین ها را از دیگران جدا می کند. طبق صحبت های قبلی مان می دانید که آدم های موفق لزوما باهوش تر یا با استعدادتر از بقیه نیستند، بلکه عادت های شان آن ها را در مسیری قرار می دهد که آگاه تر، باهوش تر، لایق تر، آماده تر و با مهارت های بهتر شوند.

با تمرین و تکرار کافی، هر رفتاری، چه خوب باشد، چه بد، در طول زمان، غیر ارادی می شوند. یعنی ما خیلی از عادت های مان را ناخودآگاه کسب می کنیم (با الگوبرداری از والدین مان، پاسخ دهی به پیوندهای محیطی و فرهنگی یا خلق مکانیزم های الگوبرداری) ولی می توانیم آگاهانه تصمیم به تغییر آنها بگیریم. از آن جایی که هر عادتی را که دارید، یاد گرفته اید، می توانید آنهایی را که به سودتان نیستند، از یاد ببرید.

مشکل اینجاست که نتیجه یا خوشنودی آنی ناشی از عادت های بد، اغلب از چیزی که در ذهن شما درباره ی عواقب بلند مدت در جریان است، بسیار مهم تر به نظر می رسد. شما دچار حمله قلبی  نمی شوید، پوستتان چروکیده نمی شود، در خطر اخراج قرار نمی گیرید و اندامتان چاق نمی شود ولی معنی اش این نیست که اثر مرکب را فعال نکرده اید.

وقت آن است که بیدار شوید و درک کنید عادت هایی که در آن ها افراط می کنید، می توانند زندگی تان را به فاجعه ای مکرر تبدیل کنند. ناچیزترین اصلاحات در رویه های روزمره تان می توانند نتایج را به شکل چشمگیری در زندگی تان عوض کنند. باز هم من درباره ی تغییرهای بزرگ یا اوراق کردن کامل شخصیت، خصوصیات و زندگی تان صحبت نمی کنم. اصلاحات بسیار کوچک و به ظاهر بی اهمیت می توانند در هرچیزی تغییرات اساسی به وجود آورند.

بیشتر مردم زندگی شان را می گذرانند، بدون این که انرژی آگاهانه ی زیادی بگذارند روی کشف آنچه می خواهند و آنچه لازم است انجام دهند تا خودشان را به آن جا برسانند. می خواهم به شما نشان دهم چگونه اشتیاق را شعله ور کنید و کمک تان کنم تا قدرت خلاقانه ی غیرقابل توقف تان را در مسیر آرزوها و رویاهای قلبی تان به کار گیرید. ریشه کم کردن عادت های بدی که مثل درخت بلوطی تنومند رشد کرده اند، دشوار و پر دردسر خواهد بود. برای انجام این کار، به چیزی بزرگتر از حتی باپشتکارترین اراده ها نیاز خواهید داشت. نیروی اراده، به تنهایی نمی تواند آن را ریشه کن کند.

نیروی اراده را فراموش کنید. حالا وقت استفاده از نیروی چرای تان است. انتخاب های شما فقط زمانی معنی پیدا می کنند که آنها را به آرزوها و رویاهایتان ربط دهید. عاقلانه ترین و برانگیزاننده ترین انتخاب ها آنهایی هستند که منطبق بر اهداف، خود درونی و ارزشش های والای تان باشند. شما باید چیزی را بخواهید که بدانید چرا آن را می خواهید، وگرنه خیلی زود تسلیم می شوید.

چرای شما چیست؟ اگر می خواهید پیشرفتی قابل توجه در زندگی تان به وجود آورید، باید یک دلیل داشته باشید و برای این که خودتان را مجبور کنید که بخواهید تغییراتی ضروری به وجود آورید، چرای شما باید چیزی باشد که شما را به صورتی خارق العاده به هیجان آورد و برانگیزاند. باید برای سال های متمادی بخواهید که بلند شوید و تلاس کنید! بنابراین چه چیزی ست که بیش از همه شما را به حرکت درمی آورد؟ شناسایی چرای تان بسیار مهم و حیاتی ست. این چیزی ست که شما را به هیجان می آورد و همانی ست که مشتعل کننده ی اشتیاق، سرچشمه ی جدیت و سوخت مداومت و پافشاری تان است.

نیروی چرای شما همان چیزی ست که باعث می شود بتوانید به کارهایی خسته کننده، پیش پا افتاده و پر زحمت بچسبید. همه ی چگونه ها بی معنی خواهند بود اگر چراهای شما به اندازه ی کافی قدرتمند باشند. تا وقتی آرزوها و انگیزه های تان را درست انتخاب نکنید، هر راه جدیدی را که برای بهتر کردن زندگی تان جستجو می کنید، رها خواهید کرد. اگر نیروی چرای تان- آرزوهای تان- به اندازه ی کافی قدرتمند نباشد و ثبات تعهدتان به اندازه کافی قوی نباشد، شما هم مثل همان آدم هایی می شوید که اول سال برای سال پیش رو نیت انجام کار خاصی می کنند ولی خیلی زود تسلیم می شوند وبرمی گردند به بی خیالی و بی توجهی در انتخاب های بد.

نقطه ی دسترسی به نیروی چرای تان، از طریق ارزش های اصلی و درونی شماست؛ که هم تعریف می کنند چه کسی هستید و هم این که چه می خواهید.

اگر قبل از این، ارزش های تان را به طور واضح و روشن تعیین نکرده باشید، ممکن است خودتان را در حال انتخاب هایی ببینید که با آن چه می خواهید، در تضادند.

روان شناسان می گویند هیچ چیزی بیشتر از این که اعمال و رفتارمان با ارزش های مان همخوانی نداشته باشند، استرس ایجاد نمی کند.

درضمن، تعیین ارزش های اصلی کمک می کند زندگی تان را ساده تر و کارآمدتر کنید. وقتی از ارزش های اصلی تان کاملا خبر دارید، تصمیم گیری هم راحت تر است. هروقت با یک انتخاب روبرو می شوید از خودتان بپرسید:« آیا این انتخاب با رازش های اصلی من همخوانی دارد؟» اگر داشت، انجامش دهید و اگر نداشت، انجام ندهید.

مردم، هم با چیزهایی که می خواهند داشته باشند تهییج می شوند و هم با چیزهایی که نمی خواهند. عشق یک نیروی برانگیزاننده ی خیلی قدرتمند است، ولی نفرت هم دقیقا همین طور عمل می کند.

دشمنان به ما دلیلی برای به پا خواستن با شجاعت و شهامت می دهند. نیاز به مبارزه؛ مهارت ها، شخصیت و اراده ی شما را به چالش می کشد. شما را مجبور می کند به ارزیابی و به کار انداختن استعدادها و توانایی هایتان.

شما مجبور نیستید انگیزه های بشر دوستانه ی بزرگی داشته باشید. مهم این است که کاملا احساس برانگیختگی کنید. بعضی وقت ها آن انگیزه می تواند به شما کمک کند تا از یک احساس یا تجربه ی منفی قدرتمند، برای ایجاد یک پایان قدرتمندتر و موفق تر استفاده کنید.

همه ما می توانیم انتخاب هایی قدرتمندانه داشته باشیم. همه ما می توانیم با انتقاد نکردن از شانس، تقدیر یا هرکس دیگری برای نتایج مان، کنترل را به دست گیریم. این در توانایی ماست که باعث تغییر هرچیزی شویم. جای اینکه اجازه دهیم تجارب دردناک گذشته انرژی مان را تحیلی ببرند و موفقیت مان را تخریب کنند، می توانیم از آنها برای تامین سوختی استفاده کنیم که برای ایجاد تغییرات مثبت و سازنده می خواهیم.

وقتی قدرت خلاقیت تان را روی یک هدف به خوبی تعریف شده، سازماندهی و متمرکز می کنید، چیزی تقریبا جادویی اتفاق می افتد. این موضوع را به کرات دیده ام: موفق ترین آدم های دنیا به این دلیل به موفقیت رسیده اند که چشم اندازشان را ترسیم کرده اند. شخصی که هدف و انگیزه ای شفاف، الزام آور، برانگیزاننده و سوزان دارد، حتی کسانی را که جزء بهترین ها هستند همیشه شکست خواهد داد.

شما فقط چیزهایی را می بینید، تجربه می کنید و بدست می آورید که در جستجوی شان هستید. اگر ندانید دنبال چه هستید، مطمئن باشید به آن نمی رسید. ما به طور ذاتی مخلوقاتی جستجوکننده ی هدف هستیم.  مغز ما همیشه در تلاش است تا جهان بیرونی را با آنچه که در جهان درونی مان می بینیم و انتظار داریم، تطبیق دهد. بنابراین، وقتی به مغزتان دستور می دهید در جستجوی چیزهایی باشد که خواهان شان هستید، شروع به دیدن آنها می کنید. در واقع، مقصود آرزوهای شما احتمالا همیشه در اطرافتان وجود داشته، اما ذهن و چشمان تان برای دیدن آن باز نبوده است.

در واقع، شما الان فقط چیزی را می بینید که از قبل در آن جا وجود داشته است. شما واقعا آن را به زندگی تان جذب می کنید.

به عنوان مثال،  موقع خرید یک ماشین جدید، ناگهان آن مدل را همه جا می بینید، به نظر می رسد که هزاران دستگاه از آن در خیابان ها تردد می کنند؛ در حالی که دیروز آن جا نبودند. ولی آیا این موضوع واقعیت دارد؟ البته که نه. آن ها در تمام مدتد همان جا بودند، ولی شما به آنها توجه نمی کردید، بنابراین آن ها واقعا برای شما وجود نداشتند، تا وقتی توجه تان را به آن ها معطوف کردید.

پیشنهاد می کنم همین امروز وقت بگذارید و فهرستی از مهم ترین اهدافتان را بنویسید. توصیه می کنم در همه ی جنبه های زندگی تان و نه فقط جنبه ی کسب و کار یا مالی، اهدافی را در نظر بگیرید. جنبه هایی مثل: کسب و کار، مسائل مالی، سلامتی، رفاه و خوشبختی، معنویت، خانواده و روابط خانوادگی و شیوه ی زندگی.

زندگی شما فرمولی شبیه به این دارد:

شما             انتخاب + رفتار + عادت+ مرکب شدن=  اهداف

(تصمیم)(اقدام) (انجام مکرر) (زمان)

به همین خاطر، ضروری ست که کشف کنید کدام رفتارها مسیر منتهی به هدفتان را مسدود و کدام رفتارها شما را در دستیابی به هدف تان یاری می کنند.

یک دفترچه ی کوچک بردارید و سه هدف اصلی تان را بنویسید. حالا فهرستی از عادت های بدی را یادداشت کنید که پیشرفت تان در هر یک از این سه عرصه را از بین می برند. تک تک شان را بنویسید.

پنج استراتژی برای ریشه کن کردن عادت های بد:

1. کشف محرک ها

2. پاکسازی خانه و اطراف تان از محرک ها

3. جایگزین کردن

4. آرام شروع کنید به تغییر

5. از بعضی عادت های بدتان به طور ناگهانی بپرید

 

شش استراتژی برای ایجاد عادت های خوب:

1. خودتان را برای موفقیت آماده نگه دارید

2. به اضافه اکردن فکر کنید، نه کم کردن

3. کارهایتان را به دیگران بگویید

4. یک همراه موفقیت پیدا کنید

5. رقابت و رفاقت

6. جشن بگیرید

وقتی با وجود دشواری، طاقت فرسایی و مشقت، انجام کاری را ادامه می دهید، آن وقت است که بهبود موردنظرتان را کسب می کنید و در رقابت با دیگران نتایج بهتری بدست می آورید. اگر کاری سخت، پردردسر یا ملال آور است، خب باشد. فقط انجامش دهید. آن قدر به انجام دادن آن ادامه دهید که جادوی اثر مرکب پاداشی سخاوتمندانه به شما بدهد.

وقتی با موضوع ریشه کن کردن عادت های بد قدیمی و شروع عادت های جدید سر و کار دارید، یادتان باشد که صبور باشید.

وقتی عادت های جدیدی را شکل می دهیم، با هر تکرار، شیارهای جدید را عمیق تر می کنیم تا سرانجام بر شیارهای قبلی غلبه کنند.

► رییس گروه مالی گردشگری بازداشت شد
شروط بازگشایی نماد بانک ها اعلام شد ◄

 
بنر
بنر

افراد حاضر

ما 979 مهمان آنلاین داریم