بنر
سکوت می کنم که این سکوت منطقی تره!
شنبه ، 14 بهمن 1396 ، 13:20

 


امروز چهاردهمین روز از دومین ماه از چهارمین فصل سال  6432 ونوسی است و من پس از گشت و گذار در دکان های شهر به این نتیجه رسیدم که بعضی چیزها باید گران شوند. اگر گران نشوند مردم قدرشان را نمی دانند و همینطور حیف و میل شان می کنند. همین چند روز پیش جارچی های شهر می گفتند ماده سیاهی از زیر زمین بیرون کشیده اند که گویا نامش نفت است و می شود آن را به بلادهای دیگر نیز فرستاد و پول خوبی گرفت اما این قضیه هم هیچ ربطی به این ندارد که چیزی گران نشود. اینکه خدا را شکر درآمدمان از این ماده سیاه سال به سال بیشتر شود واقعا جای امیدواری دارد اما چه کنیم که ما یاد گرفته ایم مدام بنالیم و بگوییم چرا قیمت فلان چیز گران است؟ چرا در گنجه باز است؟ ماشین دودی... عه ببخشید اشتباه شد.

ای کسی که عرایضم را می خوانی!


تو بسیار بی تدبیر هستی که گاهی به بعضی چیزهای بیهوده مثل گران شدن فلان چیز اعتراض می کنی. من خودم سال ها که نه اما چند صباحی بر این مملکت حکمرانی کرده ام و می دانم این پول ها صرف چه کارهای سازنده و بزرگی می شوند!


شما فقط غر می زنید و می نالید اما اگر می دانستید اداره امورات مربوط به واژگان برای هرکلمه ای که به فرهنگ واژگان این زبان اضافه می شود 12 میلیون و 380 هزار تومان هزینه می کند، دیگر آن ها را صرف حرف های بیهوده نمی کردید. اگر می دانستید انقدر حرف نمی زدید. انقدر غر نمی زدید. انقدر ایراد نمی گرفتید. خب البته حق دارید، از وقتی زایمان را گران کردند شما فقط دردش را کشیدید، نمی دانید تولد یک موجود...یک واژه... متحمل چه مشقاتی است. شما که صبح تا شب فقط خیابان ها را بالا و پایین کردید و هر از گاهی هم بانگ اعتراض سردادید که وامصیبتا سوخت مان! واحسرتا نان مان! واویلا لیلی مان که رفت. خب رفت که رفت. مهریه اش را می دهید. سکه ی یک میلیون و سیصد و پنجاه...یک میلیون و سیصد و شصت... عه نه وایستا باز گرون شد، یک میلیون سیصد و هفتاد.. هفتاد و یک... هفتاد و یک و پونصد، اصلا ولش کن مهریه را کی داده و کی گرفته فرزندم؟ سکه را گران کرده اند که بخشش را یاد بگیرید. که بگذارید و بگذرید از سکه هایتان یا بگذارید و بنشینید سر خانه و زندگیتان و با نداشتن نان و سوخت و فلان چیز بسازید تا دهان ما باز نشود و واژگان جدیدی به زبان پارسی نیافزاییم. اینکه می گویم نگران زیاد شدن واژگان زبان پارسی ام به خاطر پولش نیست. باور کن نه! فکرم پیش کتاب های درسی فرزندان تان است. وگرنه به ما چه ربطی دارد که هرسال یک سری واژه اضافه شود، خب فوقش این است که به ازای آن واژه یک درس جدید اضافه می کنند. سال تحصیلی هم مگر چند ماه است؟ 9 ماه... به قاعده یک دوره بارداری و زایمان _نمی دانم چرا همه چیز به این امر ختم می شود_ خلاصه اینکه واژه ی جدید، درس جدید می خواهد و درس جدید هم حذف شدن درس های قدیمی را می طلبد. در نتیجه تقصیر خودتان است که شما و فرزندانتان از حکومت ما، یعنی کمبودجیان بزرگ چیزی نمی دانید. آنقدر که حرف می زنید. ایراد می گیرید. غر می زنید. خب پاسخگویی به این همه آه و ناله واژه جدید می طلبد. هر واژه هم 12 میلیون و 380 هزار تومان. پس ساکت بنشینید سر خانه و زندگی تان.


به گمانم دیگر سخنی نمانده باشد
امضا
کمبودجیه صغیر



برای مطالعه روزنوشت های پیشین بنده به این صفحه مراجعه فرمایید!

► مقایسه شکاف طبقاتی در ایران و سایر نقاط جهان
تمهیدات سازمان راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای برای سفرهای نوروزی ۹۷ ◄

 
بنر
بنر
بنر

افراد حاضر

ما 926 مهمان آنلاین داریم