روزنوشت های یک پادشاه معلوم الحال (13)
پنجشنبه ، 29 فروردين 1398 ، 16:54

چنان می گویند ای داد و بیداد فلان کلیسا در آتش سوخت که انگار چه اتفاقی افتاده است. خب یک بنای تاریخی در آتش سوخته. این هم تعجب دارد؟ هرکس نداند فکر می کند ما در کشور خودمان از این چیزها ندیده ایم. مگر ما برایتان کم بنای تاریخی نابود کرده ایم؟ ها؟ چرا آبرویمان را نزد اجنبی می برید؟  کافی ست لب تر کنید و اراده بفرمایید تا در همین بلاد خودمان چند بنای تاریخی را از صفحه روزگار محو نماییم.
اصلا کلیسا و خانه تاریخی و پل می خواهید چه کار؟ این ها خراب شوند شما زمین قابل ساخت و ساز دارید. می توانید ساختمان بسازید. بد است؟
درخت ها را قطع می کنیم می گویید سیل می آید. کوه ها را می کنیم، می گویید زلزله می شود. پس شما بگویید چه کنیم؟ اصلا میراث تاریخی، میراث خودمان است، دوست داریم خرابشان کنیم. به جایش ساختمان بنا کنیم. آنها نیز در بلاد کفر دوست داشتند مالشان را به آتش بکشند. بد است که عکس های تان با کلیسا را رو کردید و ما فهمیدیم شما هم بعله؟ ای لعنتی های فرنگ رفته!

رفت... دل من رفت
مگر از دست نگاهت می شود در رفت؟


اصلا چرا هربار خودتان به خودتان آسیب می زنید می گویید نگاه شور فلانی این بلا را به سرمان آورد؟ اما تا به میراث فرهنگی آسیب می رسد آه و واویلا می کنید؟ خب ما را هم نگاه شور دیگر کشورها می گیرد. چشممان می زنند. از دست نگاه شور اجنبی ها هم که نمی شود در رفت.

تشخیص داده ایم که این اخبار به روزنوشت های همایونی ما مرتبط هستند:

وقوع آتش سوزی در کلیسای نوتردام پاریس

وقتی کسی اهمیتی برای میراث فرهنگی قائل نیست

خانه سوگلی ناصرالدین‌شاه؛ پاتوق گوشت‌فروشها

 

برای مطالعه روزنوشت های پیشین بنده به این صفحه مراجعه فرمایید!

 

► بانک سامان رتبه نخست در شاخص رضایتمندی مشتریان را کسب کرد
روزنوشت های یک پادشاه معلوم الحال (12) ◄

 
بنر
بنر
بنر
بنر
نرم افزار CRM
رپورتاژ آگهی
ایمیل مارکتینگ

برای سفارش بک لينک در بانکی با شماره 09127777190 تماس بگيريد

افراد حاضر

ما 386 مهمان آنلاین داریم