این بانک های خصوصی اگه نبودند معلوم نبود بانک های دولتی تا کی می خواستن درجا بزنن. بازم به بانک ملی، ملت و کشاورزی.

امروز بانک تجارت بودم شعبه اکباتان فاز۲. وقتی از دستگاه نوبت گرفتم نوشته بود :

تعداد نفرات جلوی شما در صف : ۲۰ نفر حداقل مدت انتظار: ۱۰۰ دقیقه

این یعنی هر نفر ۵ دقیقه طول می کشه. گفتم دستگاه شوخیش گرفته این بانک ۶ تا باجه داره. یعنی هر نفر در هر باجه ۲۰ دقیقه معطل میشه؟؟؟!!!!

آقا نشستیم و من شروع کردم روزنامه اعتماد ملی بغل دستیمو خوندم که داشت در مورد نحوه تامین بودجه ستاد انتخاباتی دکتر احمدی نژاد به قول خودش افشاگری می کرد.

۲۰ دقیقه گذشت دیدم به به کلن ۵ نفر کارشون راه افتاده، دیدم نه بابا این دستگاه بی راه نمی گفت. دقت کردم دیدم ۴ باجه از ۶ باجه خاموشه و کسی پشتش نیست و یک باجه از دو باجه فعال نوشته جاری و نوبت قبول نمی کنه و یک باجه داره کار می کنه.

کم کم داشت همهمه ی مشتری ها و غرو لند ها شروع می شد.

رفتم پش رییس شعبه (آقای اسماعیل پور رستمی):

- آقای رییس یه فکری به حال این باجه های غیر فعال نمی کنید؟

- الان که یه باجه داره کار می کنه.

- اینجا ۶ تا باجه هست که یکیش کار می کنه. چرا بقیه کار نمی کنن؟

- خوب اونا نیستن!!!

- رییس جان ملت اینجا خیلی وقته تو صف ایستادن خوب یه فکری بکنید.

(رییس پشتشو کرد به من و مشغول کار با رایانه اش شد.) (پیش خودم گفتم شیطونه میگه زنگ بزنم هادی با بچه های تحت امرش بریزن اینجا و همه باجه ها رو به زور فعال کنن ولی گفتم قبلش همه راه های دیپلماتیک رو امتحان کنم :D )

- ببخشید من داشتم حرف می زدم!!!

- کاری از دستم بر نمیاد. (دوباره پشتشو کرد به من) !!!!!!!!!!!!!

- رییس می رم تو وبلاگم تو سایت بانکی می نویسما. روزی ۱۰۰۰۰ نفر می رن می خونن. بانک های دیگه هم می خونن. زشته. یه فکری بکن.

- خوشحال می شم که تو سایت بانکی بنویسید.( چقدر ترسید واقعن!!!)

دیگه کفر ملت دراومد و شروع کردن به غر زدن های بلند. یاد بانک پاسارگاد به خیر. یه بار یکی از مسئول باجه ها نبود، ریس نشسته بود پشت باجه که ملت کارشون سریع راه بیفته. یاد پیشنهاد رییس جمهور افتادم که می خواست کل بانک های دولتی رو بکنه یه بانک واسه خدمت به مردم. چه شود. اون موقع همون یه باجه رو هم تعطیل می کنن میشنن دور هم جوک می گن و به ریش ارباب رجوع می خندن.