موانع و راهکارهای اصلاح الگوی مصرف

مباحث مربوط به الگوی مصرف در کشور و چگونگی اصلاح آن

موانع و راهکارهای اصلاح الگوی مصرف

پستتوسط sazmus7 » پنج شنبه آذر 8, 97 5:18 pm

بی گمان مصرف، به خودی خود نه تنها پدیده ای ناپسند نیست که بسیار بایسته و لازم است؛ چرا که مصرف، یکی از شیوه های جایگزین ناپذیر برای پاسخگویی به نیازهای طبیعی و غریزی انسان است که بدون آن، حیات مادی و معنوی انسان ها دستخوش آشفتگی و نابسامانی خواهد شد و معیشت انسان، لذت و لطف خود را از دست خواهد داد؛ اما نکته اینجاست که گاهی مصرف شکل طبیعی خودش را از دست داده، به جای آنکه به عنوان یک پدیده حیاتی در خدمت انسان باشد، انسان به خدمت او در می آید. بدین گونه وسیله به هدف تبدیل می شود و همه قوای مادی و معنوی انسان که باید با مصرف درست به اوج تکامل و تعالی برسد، بر اثر مصرف زدگی در سراشیبی سقوط قرار گیرد. همچنین زمینه انواع تباهی ها و ناهنجاری ها فراهم می آید. از اینجاست که ضرورت در اصلاح الگوی مصرف آشکار می شود و اهمیت دغدغه مقام معظم رهبری در این باره و ارزشمندی اعلام سال 1388 خورشیدی به عنوان سال «حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف» از سوی ایشان، کاملا آشکار می شود. از طرفی مصرف یکی از شاخص های اصلی سبک زندگی محسوب می شود به طوری که بعضی از صاحب نظران، سبک زندگی را به معنای نحوه مصرف و کیفیت و کمیت آن دانسته اند. لذا الگوی مصرف نقش تعیین کننده ای در سبک زندگی انسان ها دارد و از آنجا که اسلام در این زمینه «بایدها و نبایدها» و توصیه های زیادی ارائه کرده است و الگوی متفاوتی را مبنی بر جهان بینی خود معرفی می کند لذا می توان سبک زندگی ویژه ای را در این حوزه برای جامعه شهروندی استنتاج کرد. نوشتار پیش رو موانع و راهکارهای اصلاح الگوی مصرف را از دیدگاه آیات و احادیث مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.
تاریخ انتشار : 1394/5/29
بازدید : 1179
منبع : کیهان , قنبریان ، علی
موانع اصلاح الگوی مصرف
اسراف


دانلود ۱۴ درس کاربردی آموزش نرم افزار آدامز به زبان فارسی


آموزش بهترین راههای کاهش وزن و لاغری مادران در دوران شیردهی


دانلود ۳۰۰ بلاک مبلمان اداری برای اتوکد (گلچین شده)


علت خشک یا کم شدن شیرمادر و نحوه درمان راحت خانگی آن چیست؟

برای اصلاح الگوی مصرف، پیش از هر چیز باید از اسراف به دور بود. جامعه اسرافکار نه تنها هرگز برای اصلاح الگوی مصرف توفیق نخواهد یافت؛ بلکه همواره در معرض تهیدستی و فقر مادی و فرهنگی قرار دارد. از دعاهای امام سجاد(ع) این بوده است: «و مرا از زیاده روی و اسراف باز دار، و روزی ام را از تلف شدن محافظت کن، و دارایی ام را با برکت دادن به آن افزون فرما و راه مصرف آن را در کارهای خیر به من بنمایان.»

با تاملی اندک درباره اسراف، در می یابیم که اسراف، مصرف بی ادبانه نعمت های خداوند است. آنکه در فراهم آوردن هر نعمت، دست های پنهان و آشکار ده ها وسیله مادی و معنوی را می بیند، هیچ گاه نعمتی را بیهوده هدر نخواهد داد و هرگز پیرامون اسراف نخواهد گشت.
هدر دادن و تلف کردن مال

همان گونه که پیش تر اشاره شد، امام سجاد(ع) از خداوند می خواهد که در کنار بازداشتن وی از اسراف، اموالش را نیز از تلف شدن مصون دارد: «... و حصن رزقی من التلف؛ (صحیفه سجادیه، دعای بیستم) رزق مرا از تلف، مصون بدار.»

در حقیقت، اصلاح الگوی مصرف، با هدر دادن و تلف کردن مال، ناممکن است. اهل بیت(ع) در راستای سامان دادن به مصرف پیروانشان، آنان را از هدر دادن بیهوده اموالشان بازداشته، به مراقبت از دارایی هایشان توصیه کردند.
تجمل پرستی

تجمل پرستی و روی آوردن به تشریفات، یکی از موانع جدی بر سر راه اصلاح الگوی مصرف است. تجمل پرستی، آتشی بر هیزم مصرف است که حاصل آن چیزی جز بازماندن از تولید و پیشرفت های اقتصادی نیست.

قرآن کریم در راستای فرهنگ سازی برای درست مصرف کردن و ایمن کردن مسلمانان از فرو افتادن در دام تشریفات و تجملات، به پیروانش دستور می دهد که دیدگان خود را به ثروت اشراف و زراندوزان ندوزند؛ مبادا شوق به تجمل پرستی در جان آنها شعله زند و آنها را به سوی تشریفات، سوق دهد.

در این باره در قرآن کریم می خوانیم: «و لا تمدن عینیک إلی ما متعنا به ازواجاً منهم زهره الحیاه الدنیا لنفتنهم فیه و رزق ربک خیر و أبقی»؛ (طه ـ 131) « و هرگز چشمان خود را به نعمتهای مادی، که به گروه هایی از آنان داده ایم، میفکن! اینها شکوفه های زندگی دنیاست تا آنان را در آن بیازماییم و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است»

شهید مطهری(ره) درباره ساده زیستی و لزوم پرهیز از تشریفات و تجملات و نقش آن در پیشرفت های اقتصادی می نویسد: «ما در شرح حال رسول اکرم(ص) می خوانیم: کان رسول الله خفیف الموونه. اولین چیزی که در سیره پیغمبر(ص) به چشم می خورد این است که مردی بود سبک خرج، لباس و خوراکش و همچنین در نشست و برخاست و مسافرت، بسیار ساده بود.» (احیای تفکر اسلامی، شهید مطهری، ص 92)
مدگرایی

مدگرایی و مدپرستی، مانعی جدید بر سر راه اصلاح الگوی مصرف است. ذهن انسان بر اثر درگیر شدن با مدپرستی، از اندیشه های پیش برنده به ویژه در زمینه های اقتصادی باز خواهد ماند، و هر روز دریچه ای جدید از مصرف گرایی به سوی انسان گشوده خواهد شد. امروزه مد به یکی از معضلات فرهنگی جامعه دینی ما تبدیل شده است. شکل های مختلف از کشورهای غربی به سرعت وارد جامعه می شود و برخی گروه های جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان با شور و شوق خاصی آن را می پذیرند. دامنه گسترش این حرکت به گونه ای است که همه جنبه های زندگی افراد از رنگ لباس گرفته تا بلند و کوتاه کردن مو، گفتگوی روزانه و حتی سبک زندگی را در بر می گیرد. «مد فرهنگ نیست. تبی است که امروز اوج گرفته و فردا فرو می نشیند. بزرگ ترین دشمن فرهنگ، مد است که باعث از بین رفتن ارزش های واقعی فرهنگ جامعه می گردد. هر قدر مدیریت های فرهنگی جوامع بشری پیرامون این موضوع حساس؛ یعنی تضاد مدگرایی با فرهنگ اصیل پویا و هدفدار، تحقیقات لازم و کافی و اقدامات به موقع انجام دهند، بشریت را بیشتر از مهلک ترین بلای خوشایند به نام مدگرایی نجات خواهند داد.» (مبانی جامعه شناسی، علی باقی نصرآبادی، ص 121)

البته برای رهانیدن جامعه از آفت مدگرایی و تعدیل مصرف بر اثر تعدیل مدگرایی، پیش از هر چیز باید به ریشه های مدگرایی توجه کرد و با پرورش فرهنگ و روح خود باوری و اعتماد به نفس در جامعه، آن خلأ معنوی و کمبود روحی را- که از عوامل اصلی مدپرستی است- برطرف کرد. بدین گونه می توان زمینه های افراطی مدپرستی را از بین برد.

«در حقیقت عقده های روحی، میل به انگشت نما شدن، تفاخر و اعلام میزان مال و ثروت، از ریشه های روانی مدپرستی است. در جامعه ای که باران پاک معنویت، آلایش برتری طلبی و خودکم بینی را از دل مردم پاک نکرده باشد، همه سعی می کنند با گرایش به مد، خود را گرانقدر و بالا و برتر نشان دهند.» (همان، ص 45)

نکته ای که در این رابطه باید بر آن تأکید کرد این است که مد و مدگرایی، فی نفسه، مسئله ای ناهنجار و مذموم نیست. مدگرایی، هم می تواند شکل مثبت و پیش برنده ای پیدا کند، و هم می تواند منفی و باز دارنده باشد. بی گمان اگر مد، با هنجارها و ارزش های دینی جامعه در تضاد باشد، و جز ایستایی فرهنگی و اقتصادی ثمره ای دیگر نداشته باشد، ضد ارزش به شمار می آید؛ همانند مدهایی که ساخته و پرداخته کشورهای بیگانه و استعمارگر و به انگیزه تخریب روح معنوی و دینی جامعه ما است.

در مقابل، آن دسته از مدهایی که مصداق نوآوری و حاصل ابتکار در عمل، و هماهنگ با ارزش های ملی- مذهبی کشور است، افزون بر آنکه ارزشمند و تحسین برانگیز خواهند بود، از پویایی و شادابی جامعه خبر می دهند. این نوع مدها در ابتدا براساس علاقه و انتخاب خود مردم پدید می آید. سپس به صورت عادت در می آید، و هر اندازه که با باورهای سنتی، فرهنگی و دینی جامعه همسویی داشته باشد، سریع تر جای خود را میان مردم باز می کند، و به نماد فرهنگی تبدیل می شود؛ برای مثال، چادر مشکی، ابتدا در جامعه به صورت مد رواج پیدا کرد و پس از اندک زمانی با پذیرش عمومی به نماد ارزشمند فرهنگی تبدیل و ماندگار شد.
الگوپذیری نادرست از بیگانگان

از اصول تاکید شده در آموزه های دینی، پرهیز از الگو قرار دادن بیگانگان و به ویژه دشمنان جامعه اسلامی است. امام باقر(ع) در حدیثی زیبا می فرماید: «اوحی الله إلی نبی من الانبیاء ان قل لقومک لا تلبسوا لباس اعدائی و لا تطعموا مطاعم اعدایی و لا تشاکلوا بما شاکل اعدائی فتکونوا اعدایی کما هم اعدایی؛ خداوند به پیامبری از پیامبران وحی فرمود که به قومت بگو: لباس دشمنان مرا نپوشند و غذای آنان را نخورند و به شکل آنها ظاهر نشوند که در این صورت، همانند آنها، دشمن من خواهند بود.»
راهکارهای اصلاح الگوی مصرف

طرقی که ما را در جهت استفاده هر چه بهتر از امکانات و نعمتهای الهی کمک می کند از این قرار است:
احساس مسئولیت در مصرف

فایده بزرگ احساس مسئولیت، اصلاح رفتار انسان و تنظیم آن براساس شرع و عقل است. انسانی که خود را مسئول می داند، به حکم آنکه از وجدانی بیدار و آگاه برخوردار است، نه به خود زیانی می رساند و نه به دیگران، و همه کارهای او برای سامان بخشیدن و شکوفایی دنیا و آخرت است؛ از این رهگذر برای تحقق بخشیدن به «اصلاح الگوی مصرف» پیش از هر چیز باید به پرورش احساس مسئولیت و فرهنگ سازی آن به صورت یک گفتمان رایج، در جامعه بپردازیم.

خداوند در قرآن کریم آن گاه که از احوال ستمگران در روز قیامت سخن می گوید، آنها را به دلیل مسئولیت گریزی، سزاوار عذاب و بازداشت دانسته، می فرماید: «وقفوهم إنهم مسئولون» (صافات ـ 24) «متوقفشان کنید که آنها مسئول اند.»

حضرت علی(ع) انسان ها را مسئول همه چیز، حتی آبادیها و حیوانات دانسته، در سخنی زیبا می فرماید: «اتقوا الله فی عباده و بِلاده فإنکم مسئولون حتی عن البقاع و البهائم؛(نهج البلاغه، خ167)درباره مردمان و شهرها از خدا پروا داشته باشید؛ زیرا شما حتی درباره آبادیها و حیوانات مسئول هستید.»

«در این کلام والای امام علی(ع) قلمرو مسئولیت و تعهد انسان، از جامعه انسانی به عالم حیوانات، شهرها و مکآن ها نیز کشیده شده است. انسان نه تنها در برابر انسان دیگر مسئول است؛ بلکه در برابر حیوانات و سرزمینها و همه نعمتهای خدادادی مسئولیت دارد. آبادیها نباید تخریب شود، یا در برابر سیل، زلزله، تجاوز و هر حادثه دیگری رها شود، و نباید انسان ها به آنها بی اعتنا باشند. نمی توان با مسئولیت گریزی نعمتهای خداوند را درست و متعادل مصرف کرد و نیز نمی توان مسئولیت گریز بود و الگوی مصرف خویش را اصلاح کرد.
مدیریت درست

از پیامدهای گماشته شدن افراد نامتخصص در کارها، اتلاف بیت المال، خرج تراشی بیهوده و هدر دادن سرمایه های ملی کشور است، که هر کدام از این پیامدها به تنهایی می تواند آسیب قابل توجهی به پایه های اقتصادی کشور وارد آورد.

نداشتن تخصص در کارها، به ویژه در کارهای اقتصادی، یا به عقیم ماندن آنها، آن هم پس از صرف هزینه فراوان از بیت المال می انجامد، و یا به دلیل فقدان محکم کاری و کیفیت مداری برآمده از نداشتن تخصص، بارها و بارها آن عمل و پروژه تکرار می شود و هر بار نیز بر اثر این تکرار، بخشی از ثروت ملی به هدر می رود؛ نمونه هایی از این تکرارها را همواره در جاده سازی، کانال کشی خیابان ها، جدول گذاری خیابان ها، سدسازیها و... شاهدیم.

امام صادق(ع) در حدیث دلنشین می فرماید: «ما ابالی إلی مَنِ ائتمنتُ خائناً او مضیعاً؛ (الحیاه، حکیمی، محمد و علی، مترجم احمد آرام، ص540) از نظر من، تفاوتی نمی کند که به خائن اعتماد کنم، یا به ضایع کننده (نامتخصص) »

این سخن امام صادق(ع) به صراحت، دستوری بزرگ می دهد که باید برای همه مردم، به خصوص برای ماموران اداری و صاحبکاران به صورت منشور درآید. در این تعلیم «نابود کردن و تضییع کار» در ردیف «خیانت در کار» ذکر شده است. تضییع در کار، یا از بی اطلاعی درباره آن و فقدان تخصص ناشی می شود، و یا از نداشتن تعهد و تقید به اصول و موازین، و نبودن وجدان کار. پس این تعلیم، از لحاظ تربیت، اجتماع، اقتصاد، انسانیت، پیشرفت، تمدن، سلامت زندگی، بهتر شدن کارها و پیشرفت صنایع، حایز اهمیتی بزرگ است.(همان)

بنابراین در جهت بخشی و مدیریت کارآمد، پرهیز از اسراف در انرژی و زمان نهفته است. میلیون ها بازوی کارورز و خردهای اندیشه ورز در کشورهای اسلامی وجود دارند که در هر زمان برای به کار گرفته شدن مناسب اند؛ اما مسئله مهم، این است که چگونه این نیروهای سترگ را در بهترین موقعیت زمانی و تولیدی به کار اندازیم.

سعدی شیرازی در توصیه به تخصص مداری چه زیبا سروده است:

امید عافیت آنگه بود موافق عقل که نبض را به طبیعت شناس بنمایی.
کیفیت مداری و محکم کاری

محکم کاری و کیفیت بخشی درباره پژوهشهای اقتصادی، افزون بر آنکه به استفاده کننده ایمنی می بخشد، عمر این پروژه ها را نیز دراز می کند.

آری، برای کارهای با کیفیت باید هزینه در خور توجهی کرد؛ اما باید به یاد داشته باشیم که کیفیت شایسته برآمده از این هزینه، مانع از هزینه های هنگفت و سرسام آور دوباره کاری هایی خواهد شد که حاصل انجام کارهای بی کیفیت است.

بر این اساس، کیفیت مداری و محکم کاری در کارها در ردیف عوامل اصلاحی الگوی مصرف قرار گرفته، به تعدیل، بهبود مصرف و حفظ سرمایه های کشور از هدر رفتن خواهد انجامید. قابل توجه آنکه وقتی در قرآن کریم، سخن از ذوالقرنین و ساختن سد به وسیله او برای رهایی از خطر یأجوج و مأجوج به میان می آید، کیفیت مداری ذوالقرنین در ساختن سد، این گونه به تصویر کشیده می شود که ذوالقرنین گفت: قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید ( و آنها را روی هم بچینید )! » تا وقتی که کاملًا میان دو کوه را پوشانید، گفت: « ( در اطراف آن آتش بیفروزید، و ) در آن بدمید!» ( آنها دمیدند ) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، و گفت: «( اکنون ) مس مذاب برایم بیاورید تا بر روی آن بریزم!» * (سرانجام چنان سدّ نیرومندی ساخت ) که آنها [ طایفه یأجوج و مأجوج ] قادر نبودند از آن بالا روند و نمی توانستند نقبی در آن ایجاد کنند.(کهف ـ 96 و 97)

مرحوم امین الاسلام طبرسی در مجمع البیان، ذیل این آیات می نویسد: «این آیات، نشانگر این نکته است که ذوالقرنین، کار خود را با تدبیر و دقت آغاز کرد و هماهنگ و با دقیق ترین شیوه های مهندسی، آن را پیش برد، و به بهترین صورت به انجام رسانید، و در همه مراحل، اصل استحکام و کیفیت در کارها و محکم کاری، راه و رسم او بود.»

حضرت رسول(ع) فرمود: «ان الله یُحبُّ عبداً اذا عمل عملاً احکمهُ؛خداوند، بنده ای را دوست دارد که وقتی عملی را انجام می دهد، استحکامش می بخشد.» (همان)
میانه روی و اعتدال

اسلام در کنار اصل توصیه به بهره وری و استفاده از نعمتها، پیروانش را از فرو لغزیدن در افراط و تفریط در مصرف باز داشته است. از نگاه اسلام، هم سختگیری بر خود در استفاده از نعمتهای حلال خدا نارواست، و هم زیاده روی و اسراف در مصرف؛ چرا که اولی به محروم ماندن شخص از لذتهای حلالی که حق طبیعی اوست، و دومی به هدر دادن اموال و لرزان ساختن پایه های اقتصادی شخص و جامعه می انجامد. اسلام، الگوی مصرف را با میانه روی اصلاح می کند؛ نه با افراط و تفریط در مصرف.

شخصی می گوید: از امام رضا(ع)درباره چگونگی مخارج خانواده جویا شدم، فرمود: [مخارج خانواده حد وسط است،] میان دو [روش] ناپسند گفتم: فدایت شوم! به خدا سوگند! نمی دانم این دو ناپسند چیست؟ فرمود: رحمت الهی بر تو باد! آیا نمی دانی که خداوند بزرگ اسراف (زیاده روی) و اقتار (سختگیری) را ناخوشایند دارد، و در قرآن می فرماید: آنان که هر گاه چیزی ببخشند، نه زیاده روی می کنند و نه خسِت می ورزند، و میانگین این دو را قوام ببخشند.» (الحیاه، ج 4، ص 205)

در حدیثی از امام رضا(ع) چنین نقل شده است: «إن الله یبغض القیل و القال و إضاعه المال؛(حرانی، 1383، ص804) خداوند، بگو و مگو و تباه کردن و هدر دادن دارایی را دشمن دارد.»

امام رضا(ع) در این احادیث با توجه به همه ابعاد زندگی و در ارتباط با قوانین عام آفرینش، استواری و پایندگی زندگی را، در رعایت حد میانه و محوریت «قوامیت» و پرهیز از اتلاف اموال می داند، و این راه خیر و سعادت دنیا و آخرت را به جامعه انسانی نشان می دهد. با توجه به مشکلاتی که زندگی فردی و اجتماعی انسان دیروز و امروز و فردا دچار آنهاست، و عامل اصلی آن، زیاده روی یا کمبود یعنی تکاثر و فقر است، اهمیت این تعلیم حیاتبخش کاملاً روشن می شود. (حکیمی، 1390، ص96)
رعایت اولویت ها در تخصیص درآمد و مصرف
برای دستیابی به الگوی مصرف مناسب، و جلوگیری از نارسایی ها و تضییع حقوق افراد، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. ضرورت این کار برای افرادی که درآمدی محدود دارند، نمود بیش تری می یابد. تعیین اولویتهای تخصیص درآمد از دو جنبه ارزیابی می شود:

نخست از نظر نوع و مقدار کالاهای مصرفی و خدمات

روشن است که انسان در زندگی، نیازمندی های گوناگونی دارد؛ برخی از این نیازمندی ها، نیازهای اساسی و ضروری زندگی است و برخی در درجه بعدی قرار می گیرد. پاره ای از مصارف نیز تنها برای تامین یا افزایش رفاه و آسایش زندگی است. بی گمان تا زمانی که نیازهای اساسی فرد و جامعه به شایستگی، برآورده نشود، نوبت به مصارف رفاهی و کالاهای تجملاتی نمی رسد.
دوم: تعیین اولویت ها براساس افراد و گروه های مصرف کننده

براساس آموزه های دینی در شرایط عادی، تامین نیازمندی های شخصی انسان در اولویت است. پس از آنکه نیازهای اولیه و اساسی فرد تامین شد، رفع نیازهای پدر و مادر، فرزند، همسر و آن گاه خویشاوندان نیازمند و سپس سایر نیازمندان و نیز مشارکت در خدمات اجتماعی و امور خیریه، در مراحل بعدی جای می گیرد. (اخلاق اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث، جواد ایروانی، ص284)

کیفیت مداری و محکم کاری در کارها در ردیف عوامل اصلاحی الگوی مصرف قرار گرفته، به تعدیل، بهبود مصرف و حفظ سرمایه های کشور از هدر رفتن خواهد انجامید.
کار و تلاش

آیات و اخبار فراوانی در آموزه های دینی، درباره توصیه به کار و آثار مثبت بسیار آن آمده است. صرف نظر از آثار معنوی کار و نقش آن در پرورش روح و حفظ انسان از بسیاری از لغزش ها، کار، رمز اصلی توسعه اقتصادی شخص و جامعه است. بی گمان اگر مصرف، هماهنگ با کار و تلاش نباشد، پیامد آن فقر و تهیدستی خواهد بود، و برای کسی که دغدغه اصلاح الگوی مصرف را دارد، کار و کوشش از اولویت های لازم برای شکل دهی به این سیاست اقتصادی خواهد بود.

بارزترین اثر کار، اثر اقتصادی آن است. نقش تعیین کننده کار در رشد و توسعه اقتصادی و فقرزدایی، بر کسی پوشیده نیست. بیکاری و کم کاری، افزون بر آثار فردی منفی همچون فقر و کاهش درآمد، پیامدهای ناگواری بر اقتصاد ملی بر جای می گذارد. کاهش تولید کاهش تقاضا و حاکمیت نوعی کسادی در نتیجه کاهش درآمد افراد بیکار، و در پایان، رکود فعالیت های اقتصادی و کاهش سرمایه گذاری برای دوره های بعد، از جمله این پیامدهاست. (اخلاق اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث، جواد ایروانی، صص70و71)

امیرمؤمنان(ع) در بیانی تشبیه گونه، تنبلی و ناتوانی را عاملی برای فقر و عقب ماندگی بر شمرده، فرمودند: «إن الاشیاء لما ازدوجت ازدوج الکسل والعجز فنتجا بینهما الفقر؛(میزان الحکمه، ج11، ص5184) آن گاه که اشیاء با یکدیگر جفت شدند، تنبلی و ناتوانی با هم ازدواج کردند و از آنها فقر متولد شد.
نتیجه گیری

بطور خلاصه، الگویی از مصرف که مدنظر اسلام است، دارای ویژگی های زیر است:

۱. مصرف، در نظرگاه اسلامی هم ناظر به رفع نیاز است و هم ناظر بر لذت تمتع از نعمت ها؛ اما هر دوی این ویژگی ها باید برای تعالی انسانی و ارتقای شخصیت در نیل به رضایت خداوند باشد. تمتع و التذاذ بدون رویکرد تعالی جویی، فقط برای اشباع غرایز است و در این باره تمایزی میان انسان و سایر حیوانات نیست (یاکلون کما تاکل الانعام؛ محمد، 12).
۲. در این الگو، مصرف کننده مصرف را عملی پایان یافته و مصرف شونده را تمام شده تلقی نمی کند؛ بلکه در قبال مصرف شونده و همه انواع مصرف شونده ها که در این نظرگاه، همه چیز (نعمت های بیشمار)، مسئول است و این مسئولیت نه تنها مسئولیتی اجتماعی و این جهانی، بلکه مسئولیتی آن جهانی و همه جانبه است.
۳. مسئولیت در قبال همه نعمت ها، مستلزم تلاش برای رسیدن به بهترین تخصیص در استفاده از این نعمت ها و منابع است؛ بر این اساس، انسان مسلمان موظف است دایره شناخت خود از نعمت ها را وسعت بخشد و بر دانش خود بیافزاید و هم براساس این فهم از نعمت ها، مقاصد و اهداف متعال تری را برگزیند.
۴. پرهیز از تبذیر نعمت های الهی هم مستلزم اختصاص هر نعمت به مناسب ترین مقصد و هم مستلزم تلاش برای رسیدن به مقاصد و تحقق اهداف پیش بینی شده است. به عبارت دیگر در فرهنگ اسلامی، به اثربخشی استفاده از نعمت ها توجه جدی تری شده است.
۵. پرهیز از اسراف به معنای این است که همه مقاصد تعیین شده را تحقق بخشیم، به عبارت دیگر، انسان مسلمان موظف است همواره دغدغه استفاده بهینه از هر میزان از نعمت ها را داشته باشد؛ این دغدغه باعث می شود که ضمن تحقق مقاصد تعیین شده در حفظ و نگهداشت منابع، سرمایه ها و نعمت ها برای نسل های پیاپی، اهتمام شود و شکر نعمات به جای آورده شود.
sazmus7
 
پست ها : 2
تاريخ عضويت: چهارشنبه مرداد 3, 97 12:13 pm

بازگشت به الگوی مصرف و اصلاح الگوی مصرف

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان