بانکی دات آی آر: براي بسياري ازكارفرمايان حتی بیتجربگی نقطه مثبت به حساب ميآید زيرا نیازي نیست تا کارفرما انرژی زيادي را صرف اين نمايد كه «عادتهای بدی» را که از کارفرمای قبلی آموختهاید، از بین ببرد.
دوست عزيز آيـــــا به تازگی فارغالتحصیــل شدهاید؟ آيا از رويارويي با كارفرمايان واهمه داريد و ميترسيد شما را نپذيرند؟ اشتباه ميكنيد، بسياري ازكارفرمايان هستند كه مايل به پذيرفتن واستخدام كارجوياني هستند كه تازه از دانشگاه فارغالتحصيل شدهاند.
حتماً تعجب میکنید و میپرسید، «چطور ممکن است کارفرما خواهان كسي باشد كه هيچ سابقه شغلي ندارد و تنها تجربه کاری او به فعالیتهای داخل دانشگاه و مدرسه مربوط ميشود؟ مگر نه اينكه داشتن سوابق كاري يكي ازشرطهاي لازم درتمام آگهيهاي استخدامي است!؟». اينطور نيست، براي بسياري ازكارفرمايان حتی بیتجربگی نقطه مثبت به حساب ميآید زيرا نیازي نیست تا کارفرما انرژی زيادي را صرف اين نمايد كه «عادتهای بدی» را که از کارفرمای قبلی آموختهاید، از بین ببرد. نيروهاي پرانرژي براي بسياري ازكارفرمايان جذابيت دارد و نيروي جواني كه پر از انرژی است، مانعی براي كار وتلاش وجود ندارد. مهارتهای فنی فرد جوان نسبت به فردی که سالها از فارغالتحصیلی او میگذرد بهتر و بهروزتر است. نيروي جوان ارزان است و احتمالاً حقوق او هم نصف حقوق مورد نظر یک فرد 40 ساله و بالاتر است.
باز هم اعتراض میکنید، «نمیدانم میخواهم چکاره شوم یا چه چیزی را انتخاب نمایم؟» تصورتان این است که در مدرسه باید این موضوع را کشف ميكرديد، اشتباه است! باید به این درک برسید که گذراندن سالهای سال با معلمان و اساتیدی که خارج از دنیای واقعی قرار دارند، بهترین روش یافتن راه و مسیر در دنیای حقیقی نیست.
هنوز خیلی دیر نیست. در ذیل به مواردی اشاره شده است که با به کار بردن آنها میتوانید از این شرایط رها شوید.
قدم 1: یک یا دو مورد از مهارتهای اصلی خود را مشخص نمایید، حدود 6 مورد از دستاوردها و عملکردهای خود را فهرست نمایید و مهارتهایی را جستوجو کنید که در رسیدن به این عملکرد مثمرثمر بودهاند.
قدم 2: با مراجعه به سایتهای مختلف بررسی کنید، آیا عنوان شغلی خاصی وجود دارد که جلب توجه نماید؟ اگر موردی وجود ندارد نگران نشوید. روش بعدی کمک میکند دریابید آیا عنوان شغلی خاصی مورد نظرتان است یا خیر.
قدم 3: فهرستی تهیه نمایید و نام 20 مکانی را که از کار کردن در آنجا به کارگیری مهارتهای اصلیتان لذت میبرد را ذکر کنید.
قدم 4: فهرستی تهیه نموده و نام 50 نفر از افرادی که به شما علاقه دارند را بنویسید. نگویید که 50 نفر را نمیشناسید. آرایشگرتان، وکیل یا حسابدار خانوادگیتان، دوستانتان در انجمنها، گروههای داوطلبانه و دوستان سابق…
با 50 نفر نوشته شده در لیست صحبت کنید که آیا شخصی را در 20 مکان مورد نظرتان یا در هر مکان دیگری میشناسند. در این صورت بخواهید در صورت امکان بین شما و کارفرما یا فرد مورد نظر ارتباط برقرار نمایند.
در ملاقات با این افراد درخواست خود را در یک جمله بیان کنید، به عنوان مثال «در جستوجوی شغلـــی هستم که بتوانم از توانایی خود در متقاعد ساختن دیگران استفاده نمایم و نیاز نباشد تمام روز را پشت میز بنشینم.» میتوانید به رزومه خود مراجعه کنید. همچنین میتوانید از فرد مخاطب بخواهید مشکلی را شرح دهد که کارفرما با آن روبروست و شما میتوانید در حل آن مشکل سهیم باشید.
قدم 5: در مورد هر یک از 20 مکان یا کارفرمای مورد نظرتان که نتوانستید ارتباط فردی با آن برقرار نمایید با بخش منابع انسانی تماس بگیرید. علت انتخاب را شرح دهید، مثلاً همیشه مجذوب شرکت و نحوه عملکرد شما در جذب مشتریان جوانتر بودهام و در جستوجوی شغلی هستم تا بتوانم از تواناییام (به مهارت/ مهارتهای اصلی خود اشاره نمایید) استفاده نمایم. لطفاً در این زمینه مرا راهنمایی بفرمایید.
قدم 6: در جلسه مصاحبه جریان دستاوردها و عملکردهای خود را شرح دهید: مشکلی که پیشرو داشتهاید، نحوه رویارویی با آن و نتایج مثبتی که در نهایت به دست آمد. اگر هـــــم چنین مورد وجود نداشته میتوانید به مشکلی اشاره نمایید که کارفرما با آن روبرو بوده و از شما برای حل مشکل همفکری گرفته است. اشتیاق خود را نشان داده و در عین حال در مورد نقاط قوت و ضعف خود صادق باشید. تمام کارفرمایان صداقت و خلوص نیت شما را تحسین خواهند نمود. کارفرمای نامناسب میداند شما مناسب این شغل نیستید و کارفرمای مناسب، شما را استخدام خواهد نمود.
سریع ناامید نشده و بحث را تمام نکنید. هدف از مصاحبه اول یا حتی مصاحبه دوم معمولاً ارائه پیشنهاد شغلی نیست بلکه راه یافتن به مصاحبه دیگری است؛ لذا در پایان مصاحبه میتوانید اینگونه بیان نمایید «نسبت به بحث امروز بسیار خوشبین هستم، نیاز است کاری انجام دهم تا برای گسترش تعاملات خلاصه مختصری ارائه نمایم؟ امکان ملاقات دوباره وجود دارد؟»
يك نصيحت:
به چیزی وابسته نشوید. افرادی را میشناسم که تمام عمر خود را مجبور به تحمل مشاغل پست و غیرقابل تحمل بودهاند. اگر شغل یا مدیرتان را دوست ندارید راهی به سوی شغلی بهتر باز کنید یا کسب و کاری برای خودتان آغاز نمایید.