به گزارش بانکی، بازار ارز و طلا در هفتههای اخیر دوباره به کانون نگرانیهای اقتصادی تبدیل شده و آذر ۱۴۰۴ را به یکی از پرنوسانترین ماههای سال برای داراییهای سنتی بدل کرده است؛ ماهی که در آن دلار رکوردهای تازهای ثبت کرد و انواع سکه در بازهای کوتاه، بازدهیهای دو رقمی را تجربه کردند. بررسیها نشان میدهد رشد بیش از ۲۰ درصدی بازارهای سنتی در آذر، بیش از آنکه نشانه رونق واقعی اقتصاد باشد، بازتاب مستقیم افت ارزش پول ملی و جهش انتظارات تورمی است؛ سودی اسمی که بیشتر نقش سپر تورمی دارد تا خلق ثروت واقعی.
جهش دلار و سکه؛ آذرِ «بازدهی اسمی»
دادهها حاکی است قیمت دلار از ابتدای آذر تا روزهای پایانی ماه، حدود ۱۸ هزار تومان افزایش یافته و از محدوده ۱۱۳ هزار تومان به حوالی ۱۳۰ هزار تومان رسیده است؛ رشدی نزدیک به ۱۶ درصد در یک ماه. یورو نیز با صعود از کانال ۱۳۰ هزار تومان به حدود ۱۵۴ هزار تومان، بازدهی نزدیک به ۱۸ درصدی ثبت کرده و درهم از حدود ۳۰ هزار تومان به کانال ۳۵ هزار تومان رسیده است.
همزمان، بازار سکه تندتر از ارز حرکت کرده؛ نیمسکه با جهش از حوالی ۶۱ میلیون تومان به حدود ۷۷ میلیون تومان، رشدی نزدیک به ۲۷ درصد داشته و ربعسکه نیز با افزایش ۱۰ میلیون تومانی به محدوده ۴۴ میلیون تومان رسیده است. در مجموع، بازارهای سنتی آذر را با بازدهیهایی بالاتر از ۲۰ درصد به پایان بردهاند؛ بازدهیهایی که ریشه اصلی آنها تضعیف ریال و تشدید تورم است.
فشار مستقیم بر معیشت؛ از سفره تا اجاره
این ارقام برای دارندگان دارایی جذاب بهنظر میرسد، اما برای اکثریت حقوقبگیر با درآمد ثابت ریالی، معنایی جز افت سریع قدرت خرید ندارد. افزایش نرخ ارز با فاصلهای کوتاه به قیمت کالاها و خدمات منتقل میشود؛ از مواد غذایی و پوشاک گرفته تا لوازم خانگی، درمان و حملونقل.
بازار مسکن و اجاره نیز از این موج بینصیب نمانده است. رشد هزینه ساخت، مصالح و زمین، فشار مضاعفی بر مستأجران وارد کرده و شکاف میان اجارهبها و توان پرداخت خانوارها را عمیقتر ساخته است. حاصل این وضعیت، ترکیب نگرانکننده «دستمزدهای عقبمانده و قیمتهای جلورفته» و کوچکتر شدن سفره دهکهای میانی و پایین است.
تله روانی «بخریم یا نخریم؟»
نوسانات اخیر بُعد روانی پررنگی دارد. خانوارها در دوراهی آزاردهندهای قرار گرفتهاند: اگر امروز طلا، ارز یا حتی برخی کالاهای بادوام را نخرند، نگراناند فردا با همین درآمد توان خرید نداشته باشند؛ اگر بخرند، از اصلاح مقطعی یا تغییر سیاستی و آبشدن ارزش دارایی میترسند.
این دوگانه، رفتار مصرفی و پساندازی را از حالت عادی خارج کرده است. بخشی از طبقه متوسط به خرید خرد طلا و ارز برای حفظ ارزش پسانداز رو آورده و بخشی دیگر با نگهداشت نقدینگی و حذف هزینهها واکنش نشان میدهد؛ اما نقطه مشترک هر دو، بیاعتمادی به ثبات اقتصادی و نبود افق روشن است.
موجسواری انتظارات تورمی و سیاستهای پرریسک
کارشناسان، جهشهای اخیر را حاصل ترکیب انتظارات تورمی فزاینده و برخی تصمیمهای سیاستی پرریسک میدانند. در این میان، مجاز شدن واردات برخی کالاهای اساسی بدون انتقال ارز، بهجای کاهش فشار، بخشی از تقاضای ارزی را مستقیماً به بازار آزاد منتقل کرده و تعادل شکننده بازار را تهدید میکند.
بازاری با حجم معاملات محدود، به ورود حتی چند ده میلیون دلار تقاضای جدید واکنش سریع نشان میدهد؛ واکنشی که نهایتاً در قیمت کالاهای اساسی و سفره مردم دیده میشود و میتواند به افزایشهای ۲۰ تا ۳۰ درصدی قیمت برخی اقلام خوراکی بینجامد.
خانوارها میان حفظ ارزش دارایی و زنده نگه داشتن روزمره
برآیند شرایط فعلی سه واکنش اصلی را رقم زده است: گروهی با هر توان ممکن دارایی میخرند تا از موجهای بعدی جا نمانند؛ گروهی نقد میمانند و هزینهها را میبرند؛ و گروهی که نه امکان خرید دارایی دارند و نه پسانداز، ناچارند تنها نظارهگر باشند و سطح زندگی خود را پایین بیاورند.
در دو حالت نخست، «ترس از آینده» محرک اصلی است و در حالت سوم، «ناتوانی از همراهی با تورم»؛ ترکیبی که در هر صورت، احساس امنیت اقتصادی و سرمایه اجتماعی را تضعیف میکند.
چشمانداز مبهم؛ هزینههای ادامه بیثباتی
جمعبندی تحلیلها نشان میدهد جهش همزمان دلار و طلا در آذر ۱۴۰۴ صرفاً یک موج مقطعی نیست، بلکه نشانهای از فرسایش مزمن اعتماد و ثبات در اقتصاد است؛ وضعیتی که بازار به کوچکترین سیگنال منفی واکنش شدید نشان میدهد.
در چنین فضایی، خانوارها هر روز میان «حفظ ارزش دارایی» و «زنده نگه داشتن روزمره» انتخاب میکنند؛ انتخابی پرتنش که کیفیت زندگی را کاهش میدهد. تا زمانی که چارچوبی قابل پیشبینی برای سیاست ارزی و مهار تورم شکل نگیرد، تله روانی «بخریم یا نخریم؟» پابرجا میماند و هر جهش تازه دلار و طلا، فشار جدیدی بر معیشت خانوارها وارد خواهد کرد.



