تهران – فروردین ۱۴۰۴
به گزارش بانکی اقتصاد ایران مدتهاست که با چالش تورم بالا و نوسانات شدید ارزی دست و پنجه نرم میکند. در این میان، یکی از پدیدههایی که به معمای پیچیده بازار دامن زده، رفتار نامتقارن قیمتها نسبت به تغییرات نرخ ارز، به ویژه دلار آمریکا است؛ به این معنی که با افزایش نرخ دلار، قیمت کالاها و خدمات با سرعت و شدت فزایندهای بالا میروند، اما هنگامی که نرخ دلار مسیر نزولی را طی میکند، شاهد کاهش متناسب و یا حتی ثبات قیمتها هستیم. این “چسبندگی قیمتها” در مواجهه با کاهش نرخ ارز، زندگی روزمره شهروندان را تحت تاثیر قرار داده و پیشبینیپذیری اقتصادی را به شدت کاهش داده است.
بررسیهای صورت گرفته توسط منابع معتبر اقتصادی در ایران نشان میدهد که هرچند نوسانات نرخ ارز یکی از عوامل کلیدی و تاثیرگذار بر سطح عمومی قیمتها در ایران است، اما تنها عامل نیست. ساختار اقتصاد ایران، انتظارات تورمی ریشهدار و عوامل روانشناختی بازار دست به دست هم دادهاند تا این پدیده نامتوازن شکل گیرد.
رابطه دلار و قیمتها: یک جاده یکطرفه؟
بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند که به دلیل وابستگی شدید اقتصاد ایران به واردات، چه در بخش کالاهای مصرفی و چه مواد اولیه و واسطهای تولید، افزایش نرخ دلار به طور مستقیم هزینههای تولید و واردات را بالا برده و به سرعت خود را در قفسهی فروشگاهها و در قالب قیمتهای بالاتر نشان میدهد. تولیدکنندگانی که مواد اولیه خود را با ارز گرانتر تهیه کردهاند، ناچار به افزایش قیمت محصولات نهایی خود هستند و این domino effect به سرعت در سراسر بازار منتشر میشود.
اما روی دیگر سکه، یعنی عدم کاهش متناسب قیمتها با افت نرخ دلار، پیچیدهتر است. چندین عامل در این پدیده نقش دارند:
- انتظارات تورمی: سالها تورم بالا و بیثباتی اقتصادی باعث شده تا انتظارات تورمی در جامعه ریشهدار شود. تولیدکنندگان و فروشندگان با این تصور که کاهش نرخ ارز ممکن است پایدار نباشد و بار دیگر شاهد افزایش آن خواهند بود، تمایلی به کاهش قیمتها نشان نمیدهند. آنها ترجیح میدهند حاشیه سود خود را حفظ کرده و منتظر وضعیت بازار بمانند.
- هزینههای تولید غیرمرتبط با نرخ ارز: بخشی از هزینههای تولید شامل دستمزد، اجاره، انرژی و حمل و نقل است که لزوماً با کاهش نرخ دلار به سرعت پایین نمیآیند. حتی در صورت کاهش هزینه مواد اولیه وارداتی به دلیل افت نرخ ارز، سهم بالای سایر هزینهها در قیمت تمام شده کالا میتواند مانع از کاهش چشمگیر قیمت نهایی شود.
- ساختار بازار و عدم رقابت کافی: در برخی بازارها، به دلیل وجود انحصار یا عدم رقابت کافی، تولیدکنندگان و توزیعکنندگان قدرت بازار بیشتری داشته و میتوانند حتی در شرایط کاهش هزینهها، قیمتها را در سطوح بالا حفظ کنند و از این طریق سود بیشتری کسب نمایند.
- چسبندگی رو به پایین قیمتها (Downward Price Stickiness): این یک پدیده رایج اقتصادی است که به مقاومت قیمتها در برابر کاهش اشاره دارد. دلایل مختلفی برای این پدیده ذکر میشود، از جمله دشواری در کاهش دستمزدها، هزینههای مرتبط با تغییرات قیمت (مانند چاپ مجدد کاتالوگها) و ترس از دست دادن مشتری در صورت کاهش قیمت که ممکن است به عنوان نشانهای از کاهش کیفیت تلقی شود.
- ابهام در پایداری کاهش نرخ ارز: فعالان اقتصادی و عموم مردم در شرایط بیثباتی، نسبت به پایداری روندهای کاهشی نرخ ارز با تردید نگاه میکنند. این عدم اطمینان سبب میشود که فروشندگان از ترس افزایش مجدد قیمت خرید خود در آینده، از کاهش قیمت فروش فعلی خودداری کنند.
دورنمای پیش رو
کارشناسان اقتصادی تاکید دارند که مهار تورم و مقابله با پدیده چسبندگی قیمتها نیازمند مجموعهای از سیاستهای پولی و مالی منسجم و پایدار است. تثبیت نرخ ارز از طریق مدیریت صحیح منابع ارزی و کاهش انتظارات تورمی از جمله گامهای ضروری در این زمینه محسوب میشوند. علاوه بر این، تقویت بنیانهای تولید داخلی، کاهش وابستگی به واردات و ایجاد فضای رقابتی سالم در بازار میتواند به تعدیل رفتار نامتقارن قیمتها در برابر نوسانات ارزی کمک کند.
در غیاب این اقدامات ساختاری، به نظر میرسد پدیده افزایش سریع قیمتها با گرانی دلار و مقاومت آنها در برابر ارزانی دلار همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند و اصلیترین فشار آن بر معیشت خانوارهای ایرانی وارد خواهد شد. تحلیلگران بر این باورند که دستیابی به ثبات اقتصادی پایدار نیازمند اصلاحات عمیقتر در سیاستگذاریها و ایجاد اعتماد در فضای اقتصادی کشور است.


