به یاد پروفسور حسابی

سه شنبه ، 3 مرداد 1391 ، 07:00

پروفسور حسابی چهره ای آشنا برای همه است اما شناخت ما از ایشان به چه میزان است؟ در این گزارش تلاش شده استاد را از زبان مهندس ایرج حسابی پسر ایشان و مولف کتاب "استاد عشق" بهتر بشناسید، برای رعایت امانت در نوشتار جملات به همان شکلی که در کتاب آمده بیان شده است:

پروفسور محمود حسابی که عمر نود ساله خود را صرف تحصیل علوم متعدد در کشورهای مختلف کرد، سرانجام در اثر عرق ملی و احساس مسئولیت در قبال هم میهنان خویش به ایران بازگشت.


مدتی پس از ورودشان به ایران  و شروع کار در وزارت طرق، اولین مدرسه مهندسی را به منظور تربیت نیروی متخصص ایرانی در این وزارتخانه با یک شاگرد تاسیس کردند.
رفته رفته با افزایش تعداد دانشجویان و کمک آنان، اولین ایستگاه هواشناسی در ایران و سپس با تلاش های فراوان، پیشنهاد و تاسیس دانشگاه تهران توسط ایشان به منصه ظهور رسید.

 

 

در طی دوران تحصیل وکار در خارج از کشور نیز این حس مسئولیت همراه ایشان بود.
بعد از کار سنگین راه و ساختمان در ارتفاعات حما؛ مرز سوریه و لبنان، یک شرکت فرانسوی کار استخراج معادن در «دوروز» در شهر بیروت که نیمه کاره رها شده بود را به ایشان سپرد. تصور این که اهالی آن منطقه به خاطر وجود ایشان که هم کیش خودشان بود، اجازه داده اند که معادنشان استخراج شود و اینکه پس از ایشان دیگر هیچ کنترلی برمعادنشان نخواهند داشت، نگرانی عمیقی را در ایشان ایجاد کرده بود؛ لذا تخصص های لازم را به یکی از اهالی عشیره آموختند که تمام مایملک و دارائی های اجدادی شان حفظ شود.

با توجه به تمام کارهایی که در زمینه های گوناگون علمی، تحقیقاتی، اداری و سیاسی داشتند، همیشه معتقد بودند که مرد باید تماس دائمی را با همسر و فرزندانش حفظ کند.
معمولا هر سه وعده غذا را در خانه صرف می کردند و در چیدن و جمع کردن سفره کمک می کردند و دیگران را نیز تشویق به این کار می کردند. سر سفره به بهانه ای، شروع به تعریف از غذا می کردند.
سر سفره معمولا پاسخ سوالات درسی را نمی دادند و می گفتند: این جا جای سوال کردن در مورد درس های زندگی است نه درس کلاس. به صندلی مخصوص خود اشاره می کردند و می گفتند: من تا روی آن صندلی مخصوص ننشینم، نمی توانم فکر کنم و مسائل درسی را حل کنم.
برای صدا کردن از ضمیر شما استفاده می کردند. هر وقت می خواستند مطلب مهمی یا تذکری بدهند، دور از جمع و بسیار مودبانه و غیر مستقیم این کار را می کردند.

ساعات کار و تدریس و مطالعه و تفریح و ... نظم خاصی داشت؛ به طوری که هر کاری را سر ساعت مخصوصی انجام می دادند.
استاد با عشق به خودکفایی کشور و با به گرو گذاشتن تنها ملک زندگی خود نزد بانک ها و تهیه لوازم آزمایشگاهی و تجهیزات پژوهشی و صنعتی، در همین خانه، بیش از 120 نفر از شاگردان خود؛ مهندسان، متخصصان، تکنسین های کارآزموده و استادان دانشگاه را به کار و تحقیق مشغول کردند. حدود 48 نوآوری در صنایع مکانیک، هیدرودینامیک، الکترونیک و اپتیک فیزیک حاصل کار ایشان در 80 تا 90 سالگی است و علاوه بر همه فعالیت های فرهنگی به دست آوردن دوستانی است که در این خانه جلسات هفتگی داشتند که هنوز هم هر هفته جمع می شوند و ساعاتی را به یاد استاد می گذرانند.

اخبار منتخب بانکی دات آی آر:

=================

► گزارش/ بازاریابی را از دستفروشان مکه بیاموزید
چشمی جدید، نظاره گر زمین ◄

بنر
بنر
بنر
بنر
مطالب مرتبط
بنر
بنر