سرمایه مورد نیاز تولید و فروش محصول

Posted byشهاب on ۱۹م فروردین ۱۳۸۹

با توجه به اینکه دوستان زیادی در مورد تولید و هزینه های اون سوال داشتند، تصمیم گرفتم این مقاله رو بنویسم تا شما رو با هزینه های واقعی تولید آشنا کنم.

اکثر ما وقتی می خواهیم یک کالا رو تولید کنیم، فقط هزینه قطعات به کار رفته در محصول رو حساب می کنیم.

مثلا برای تولید یک عروسک، فقط هزینه مواد اولیه به کار رفته یا حداکثر هزینه قالب پلاستیک رو محاسبه می کنیم. اما من به شما ثابت می کنم که هزینه تمام شده این کار بیش از ۵ برابر تخمین شماست و به نظر من عامل عمده ورشکستگی شرکت های تولیدی همین عدم تخمین هزینه تمام شده هست.

فرض کنیم که شما یک ایده ناب برای تولید محصولی مثل یک اسباب بازی مثل تفنگ آب پاش دارید. (این دیگه یکی از ساده ترین محصولاتی هست که می شه تولید کرد)

این هزینه ها در مرحله اول دیده می شوند:

- هزینه طراحی و تولید قالب

- هزینه تزریق پلاستیک

خوب حالا چند تا سوال:

سوال۱- این محصول شما قبل از طراحی قالب برای تبدیل ایده به نقشه قالب نیاز به طراحی مفهومی داره. این طراحی مفهومی رو چه کسی و با چه هزینه ای انجا می ده؟

برای اینکه مفهوم این سوال خوب جا بیافته، این رو بدونید که برای طراحی مفهومی نیاز به مراحل زیر هست:

- مشتری اصلی محصول شما کیه و از چه مشخصاتی در محصول لذت می بره تا بخواد اون رو بخره؟

- چه رنگ بندی هایی از محصول شما باید تولید بشه؟

- رقبای محصول شما در بازار چه محصولاتی دارند و آیا ایده شما توان رقابت با اون ها رو داره؟ اگه نداره باید طراحی محصولتون رو طوری عوض کنید که بتونه رقابت کنه

- کیفیت تولید شما باید در چه حد و با چه دستگاه هایی باشه که از محصولات رقبا در بازار با کیفیت تر باشه.

- آیا مشتری حاضره برای محصول شما با این مشخصات پول پرداخت کنه؟

سوال۲- بسته بندی محصول شما از چه جنسیه؟ چقدر هزینه داره؟

آیا می دونید که محصول بدون بسته بندی نه می تونه انبار بشه نه می تونه فروش بره؟ نداشتن بسته بندی باعث می شه در زمانی که محصولات کنار هم قرار می گیرند به ظاهر هم ضربه وارد کنند. مشتری ها هم دیگه محصولات بدون بسته بندی رو نمی خرند.

سوال۳- برای مستند سازی طراحی های انجام شده و تجاربتون چقدر هزینه در نظر گرفتید؟

برای روشن شدن اهمیت مساله این رو بدونید که اکثر شرکت های مهندسی برای تولید نسخه جدید محصولشون معمولن همه چیز رو از اول طراحی می کنند. چون نقشه های محصول قبلی نگهداری نشده و از بین رفته.

سوال۴- فکر می کنید برای فروش محصولتون چقدر باید سرمایه گذاری کنید؟

اولین هزینه تولید و فروش، انبار هست. اگه می خواهید بگید که اون اوایل نیاز به انبار ندارید بهتون تبریک می گم چون شما از اول مساله رو جدی نگرفتید. حتی یکی از اتاق های منزل شما که به عنوان انبار استفاده می شه، هزینه داره.

دومین هزینه حمل و نقل هست. شما برای فروش عمده محصولتون نیاز به حمل و نقل دارید. پس این هزینه رو از هر نوعی که هست در نظر بگیرید. اگه می گید با ماشین خودم حمل و نقل رو انجام می دم باید یادآوری کنم بنزین لیتری ۴۰۰ تومانه.

سومین هزینه، هزینه فروش به نمایندگان هست که به دو روش زیر انجام می شه:

- تبلیغات و گرفتن نمایندگی فروش: هزینه تبلیغات در اکثر مواقع حتی بیشتر از خود تولید می شه. جدی بگیرید.

- مراجعه به مغازه ها و مذاکره برای فروش: نیاز به استخدام بازاریاب داره که بازاریاب هم هزینه بیمه، حقوق و پوسانت داره. اگه فکر می کنید که خودتون این کارو انجام می دین، یادتون باشه که خودتون قراره تولید کنید، تبلیغات کنید، حسابداری کنید، با نماینده ها تسویه حساب کنید و …. شما فقط باید مدیریت کنید.

چهارمین هزینه فروش خواب سرمایه هست. شما اگه به نماینده ها جنس می دید، نماینده ها مخصوصن برای یک جنس جدید هیچ وقت نقدی تسویه نمی کنند و حتی امانی کار می کنند. یعنی محصول رو می گیرند و اگه فروش رفت پول می دن اگه نرفت محصول رو پس می دن. خواهش می کنم نگید محصول من فرق می کنه. هرقدر محصول شما فرق کنه، بازار همون بازاره. قوانین بازار فرق نمی کنه.

پنجمین هزینه فروش، خدمات پس از فروشه، اینکه بعضی از محصولات احتمالن ایراد دارن و باید تعویض بشن. هزینه ای که برای این تعویض ها انجام می شه باید جزو هزینه های تولید و فروش محسوب بشه. اگه می گید که شما واحد کنترل کیفیت راه می اندازید پس لطفن هزینه های این کار رو هم لحاظ کنید.

ششمین هزینه تولید و فروش هزینه اشتباهات در تولید هست. اگر هنگام تولید متوجه بشید که تعدادی از محصولات رو ناقص و یا خراب تولید کردید، هزینه تولید مجدد رو چه کسی پرداخت می کنه؟ پس درصدی رو برای جبران اشتباهات در نظر بگیرید.

هفتمین هزینه تولید هزینه های کلاه برداری بازار هست. درصدی از نمایندگان فروش شما ورشکست می شن و هیچ وقت با شما تسویه حساب نمی کنند.

پس تا حالا هزینه های تولید و فروش محصول عبارتند از:

- هزینه طراحی مفهومی

- هزینه طراحی و تولید قالب

- هزینه تزریق پلاستیک

- هزینه بسته بندی

- هزینه انبارداری

- هزینه های حمل و نقل

- هزینه های فروش شامل تبلیغات، جذب نماینده و خواب سرمایه

- هزینه های خدمات پس از فروش شامل مکان و نیرو و خط تلفن پاسخگو به نمایندگان فروش و مشتریان

- هزینه های اشتباهات در تولید

- هزینه کلاه برداری بازار

هنوز هم با ۲ میلیون تومان می خواهید تولید راه بیندازید؟

این ۲ میلیون تومان مگه با خون دل پس انداز نشده؟ ارزش اون بیشتره یا یک ایده که می تونه این سرمایه رو نابود کنه؟ من نمی گم به ایده هاتون نپردازید ولی اول پول جیبتون رو هم برآورد کنید. ایده شما اگه ۲۰ میلیون تومان پول می خواد تا ۱۰۰ میلیون تومان سود بده، وقتی ۲ میلیون تومان خرجش کردید هنوز ۱۸ میلیون تومان دیگه می خواد تا به نتیجه برسه. پس تا ۲۰ میلیون تومان رو ندارید شروع نکنید.

یه پیشنهاد خوب دارم برای افرادی که سرمایه مورد نیاز ایده شون رو ندارند. به سهم خودتون قانع باشید و برای یک سرمایه گذار سهم در نظر بگیرید. نگید همه چیز ایده هست. ایده اگه ۵۰ در صد داشته باشه سود کرده. اون کسی که الان سرمایه تو دستش داره و می تونه تو کار شما سرمایه گذاری کنه مدت زمان طولانی برای به دست آوردن این سرمایه تلاش کرده. این تلاش اگه ارزشش بیشتر از ایده نباشه، کمتر نیست.

در نظر داشته باشید که این مقاله فقط برای تولید محصولات ساده مثل تفنگ آب پاش کاربرد داره و اگر می خواهید از توصیه های اون برای صنایع پیچیده مثل تولید نرم افزار استفاده کنید حتمن بندهای اون رو به صنعت خودتون تعمیم بدید و بعد استفاده کنید.

فیتیله! رمضون تعطیله!

Posted byشهاب on ۳م شهریور ۱۳۸۸

یکشنبه ۱ شهریور ساعت ۱ و ۱۵ دقیقه :

ماشین رو تو خیابون کناری اداره بیمه پارک کردم و پیاده شدم. به دست فروشی که کنار خیابون بود گفتم: مزاحم نیستم؟

دست فروش: نه. بیمه می ری؟

من: آره. چطور؟

دست فروش: تعطیله دیگه الان.

من: نه تا ۲ هستن.

دویدم به سمت اداره بیمه. داخل اداره منتظر کارشناس موندم. کارشناس بهم گفت باید از رییس درآمد امضا بگیری. امضا رو گرفتم و ساعت ۱ و ۴۵ دقیقه رسیدم دبیرخونه تا شماره کنم.

کارمند دبیرخونه پشت پیشخون نشسته و بهم زل زده. کیفشو بغل کرده و هی به ساعت نگاه می کنه. قیافه اش مثل کسانی هست که الان مسابقه دارن می خوان دو صد متر تا سرویس اداره برگزار کنن.

من: خانم! میشه این نامه رو شماره کنید؟

کارمند: نه. کامپیوترم رو خاموش کردم.

من: خانم! یه ربع مونده به دو. الان من باید این نامه رو شماره کنم.

کارمند: بده به این خانم بغلی هنوز کامپیوترش روشنه.

می رم به سمت باجه کناری.

من: خانم می شه این رو شماره کنید؟

کارمند: ای وای کامپیوترم هنگ کرده…… خاموشش کردم. آقا ایشاالله فردا

من: خانم چرا هنگ کرد؟ این که الان داشت کار می کرد.

کارمند: آقا از بالا می بندن سیستم هامون رو کاریش نمی شه کرد. فردا

من: خانم ما خودمون اینکاره ایم. میشه بگین چیو می بندن که ما هم در جریان باشیم؟

خانمه دیگه به من توجه نکرد. کیفش رو زد زیر بغلش و دوید بیرون. دیدم یهو همه دارن می دوند. در عرض ۲۰ ثانیه همه تو راهرو بودن.

منم دیگه اعصابم خرد شد. شروع کردم به اعتراض کردن:

فکر می کنید این روزه ای که می گیرید قبوله؟

یکی از دوندگان: اینو دیگه تو تعیین نمی کنی.

من: دقیقن من تعیین می کنم. می تونی صبر کنی ببینی.

خلاصه ما اعتراضمون رو با صدای بلند به گوش همه کارمندای اونجا رسوندیم.

ساعت ۲ و ۱۵ دقیقه کنار ماشین:

دست فروش: می بینم که آویزونی داداش!

من: آره. اینا دیگه کین؟

Paper_problems

فردا ساعت ۱ و ۱۵ دقیقه جلوی باجه دبیرخونه، کارمندی که دیروز کیفشو بغل کرده بود به بغل دستیش:

ببین زود باش کار همه رو انجام بدیم، الان ساعت ۲ می شه ارباب رجوع داد و بیداد راه می ندازه.

آخیش بالاخره داد و بیداد ما یه نتیجه ای داشت.

ولی یه دفعه یه تیکه اومد که حال ما رو بگیره:

به سمت بغل دستیش: آخ جون ۴۵ دقیقه دیگه تعطیلیم.

چند تا سوال از هیات دولت:

- به نظر شما کارمندا ساعت ۲ می رن خونه عبادت می کنن تا ۸ شب؟

- به نظر شما تا ۸ شب غذا می پزن؟

- به نظر شما اصلن خونه می رن؟

- به نظر شما شرکت های خصوصی هم چاه نفت دارن که با روزی ۵ ساعت کار بتونن به اندازه هفته ای ۴۴ ساعت حقوق بدن؟

- به نظر شما چقدر در مورد این تصمیم کاشناسی شده؟

- به نظر شما کارشناسی کردن کلن کار خوبیه؟

با سرمایه کم کسب و کار کنیم!

Posted byشهاب on ۲۲م تیر ۱۳۸۸

از تاخیر در انتشار این مقاله عذرخواهی می کنم. فضای انتخاباتی کشور به گونه ای بود که حس کردم نباید در اون موقعیت به این مسائل فکر کرد.

هر وقت که صاحب سرمایه ای در حدود ۴ یا ۵ میلیون تومان می شویم، این فکر به ذهن مان خطور می کند که به وسیله آن کسب و کار جدیدی راه بیاندازیم. خیلی وقت ها هم این سرمایه ۱۰ یا حتی ۱۰۰ برابر این عدد است. ولی لطفن تا این مقاله را نخوانده اید تصمیم عجولانه نگیرید.

یکی از خوانندگان مقالاتم از من سوال کرده بود که با ۸ میلیون تومان می شود کارگاه تولیدی راه اندازی کرد یا خیر؟

پاسخ من این بود که این سوال اول نیست که باید پرسیده شود. با هزار تومان هم می شود کسب و کار راه انداخت. ولی نمی شود یک کارگاه تولیدی زد. هر مقدار پولی می تواند تبدیل به یک کسب و کار موفق شود. فقط مواظب باشید. انتظارتان به اندازه همان سرمایه باشد.

شما اگر با پنج میلیون تومان یک کسب و کار ده میلیونی راه بیاندازید، قوانین ریاضی تغییر نمی کنند. دقیقا در نیمه راه پول کم می آورید. این کسب و کار راه نمی افتد و پنج میلیون تومان خود را هم از دست می دهید.

در جریان هستم که مهندس مکانیک هستید و رشته تحصیل تان با تولید صنعتی جور در می آید. ولی پنج میلیون تومان برای تولید داشبورد ۲۰۶ کافی نیست.

در ادامه چند راه حل ارائه می کنم که می تواند مفید واقع شود:

در شروع کار، کسب و کارتان را خلاصه کنید:

یک مثال می آورم:

سوال: در شهرستان ما فراهم کننده عمده تسمه دینام پراید نیست. من می خواهم تولید کنم. سرمایه ام بر اساس تخمین هایی که زده ام کافی نیست. چه کار کنم؟

جواب: بالاخره در شهر شما تسمه دینام پراید به دست مغازه ها می رسد. ولی احتمالا به سختی و با قیمت بالاتر توزیع می شود. ابتدا تعداد محدودی تسمه دینام از مرکز استان خود تهیه کنید و بین مغازه ها توزیع کنید. اگر بازار خوبی بود و توانستید فروش را انجام دهید، تعداد بیشتری را دوباره خریداری و توزیع کنید. این کار را ادامه دهید تا هم به سودآوری خوبی برسد هم اعتبار خوبی کسب کنید. حال که اعتبار دارید جذب سرمایه برای شما آسان تر است. سرمایه ای از دوستان یا آشنایان جذب کنید و او را شریک کنید. حالا در کنار جنس اصلی، کالای خودتان را توزیع کنید و کم کم کالای خودتان را جایگزین کالای اصلی کنید.

marketing2

کسب و کار کم هزینه تری راه اندازی کنید:

چند نمونه از کسب و کارهای کم هزینه:

هدایای توریستی: اگر در شهرهای تاریخی زندگی می کنید، موقعیت خیلی خوبی را از دست می دهید اگر به بازار توریستی این شهرها توجه نکنید. یکی از اقوام ما به شهر پاریس رفته بود و وقتی به ایران بازگشت، تندیس کوچکی از برج ایفل را خریده بود که نورپردازی زیبایی داشت. وقتی کلیدش روشن می شد، رقص نور زیبایی به کار می افتاد. حدس می زنید که قیمت این آهن پاره چند؟ ۲۷ یورو ناقابل!

خوب وقتی من هم برای گردش به پاریس بروم دوست دارم نمادی از اون شهر رو با خودم به ایران بیاورم. تا حال چند جای ایران دیدید که نماد شهر تاریخی را به عنوان هدایای توریستی بفروشند؟

پس دست به کار بشوید.

بقالی محلی: اگر در مجتمع های مسکونی زندگی می کنید یا در محله ای هستید که بقالی نزدیک ندارد. هم فردا دست به کار شوید. خانم های خانه دار عاشق سوپرمارکت های نزدیک منزل با امکان ارسال سریع کالا هستند. معطل نکنید.

خشکشویی: سرمایه بیشتری می خواهد ولی کسب و کار تضمین شده ایست.

مثال هایی که ذکر شد تنها منابع مطمئن درآمدزایی نیستندو اما منظور من از بیان آن ها این بود که در هنگام نیاز به یک کسب و کار جدید از شرایط جغرافیایی محل زندگی خودتان بیشترین استفاده را ببرید. محل زندگی من شهرک اکباتان است. تعجب می کنید اگر به شما بگویم شهرک اکباتان با ۱۲۰ هزار نفر جمعیت تنها ۲ خشکشویی دارد و اصلن تعمیرگاه یا تعویض روغن یا تنظیم باد خودرو ندارد تعجب نمی کنید؟ اگر داشت، در زمان های مسافرت مثل عید میلیاردر می شد.

در کسب و کار دیگران شریک شوید:

بانک: نمونه قدیمی این مساله بانک ها هستند که با افتتاح حساب سرمایه گذاری سودی را از بانک دریافت می نمایید. اوراق مشارکت هم بد نیستند.

بورس: بورس تنها جایی است که یه سرمایه گذار با پنج میلیون تومان می تواند تراکتور تولید کند. البته با مشارکت با کلی سهام دار دیگر. البته اگر با اصول بورس آشنایی ندارید و از اوضاع بورس ایران مطلع نیستید ریسک نکنید و این گزینه را برای کاربلدها بگذارید.

سرمایه گذاری: شرکت رایانمهر که من مدیر آن هستم، سرمایه خوبی را به عنوان سرمایه در گردش در اختیار دارد. این به خاطر اعتمادی است که اقوام و دوستانم و همچنین کارمندان شرکت به مجموعه داشتند. آن ها به اندازه ای که نیاز بوده سرمایه در اختیار شرکت گذاشته اند تا شرکت به راحتی به معاملات و کارهای تولید خود بپردازد.

در میان آشنایان و افراد مورد اعتماد شما کسی هست که بتوانید پولتان را در کسب و کار وی سرمایه گذاری نمایید؟ البته حتمن کسب و کار وی را بررسی و حساب های بانکی اش را چک کنید.

دو نمونه که رایانمهر افرادی را در کسب و کار خود شریک کرده اینجا مطالعه کنید و دنبال نمونه های مشابه باشید:

پذیرش سرمایه گذار (نمونه سرمایه گذاری)

راه اندازی فروشگاه اینترنتی کارت شارژ (نمونه راه اندازی یک کسب و کار کوچک)

در صورتیکه شما هم کسب و کاری را می شناسید که نیاز به سرمایه کم دارد لطفن آن را معرفی نمایید تا هم وطنان مان در سراسر کشور بتوانند از آن استفاده نمایند.

در ضمن اگر سوالی در جهت راه اندازی یک کسب و کار جدید دارید در زیر همین مقاله مطرح کنید، پاسخ خواهم داد.

موفقیت در تولید و تجارت

Posted byشهاب on ۱۰م تیر ۱۳۸۸

به دلیل فضای انتخاباتی کشور، همه فعالیت ها تحت تاثیر قرار گرفته بودند. بابت تاخیر در انتشار این مقاله عذرخواهی می کنم.

ذات هنرمند و باهوش ما ایرانی ها، در همه امور زندگی خط مشی ها را تعیین می کند. همه ما تحت تاثیر این ارثیه بزرگانمان هر وقت که می خواهیم کسب و کار جدید راه بیاندازیم، طرح های تولیدی ، ابتکاری و اشتغال زا را آغاز می کنیم. متاسفانه اکثر فعالیت های اینگونه که ما ایرانیان آغاز می کنیم به ورشکستگی منجر می شود دلایل این پدیده هم از قبل مشخص و قابل پیش بینی است:

۱- علاقه مفرط ما به ایده هایمان باعث می شود که به بازار بعد از آن و پاسخ به این سوال که آیا مشتری خواهیم داشت یا خیر نیاندیشیم.

۲- معمولن به دلیل اینکه قبل از شروع این کار، تجربه فعالیت تولیدی و تجاری به صورت حرفه ای انجام نداریم، نمی توانیم هزینه های واقعی اجرای پروژه را تخمین بزنیم و بنابراین سرمایه ای که برای شروع کار در نظر می گیریم بسیار اندک تر از میزان سرمایه واقعی مورد نیاز است. در نتیجه در میانه های کار با کمبود شدید سرمایه مواجه می شویم.

۳- اکثر ما، افراد فنی هستیم که می خواهیم ایده خود را تولید کنیم و اصولا بحث فروش و بازاریابی را به پس از تولید منتقل می کنیم. این موضوع و اینکه اصولا ما تجارت بلد نیستیم باعث می شود که هزاران ایده تولیدی پس از رسیدن به مرحله محصول حتی یک فروش هم نداشته باشد. متاسفانه این موضوع حتی گریبانگیر کارخانه های بزرگ کشور نیز هست.

۴- به دلیل اینکه ما ایرانی ها افراد کمال گرایی هستیم پس از اینکه یک ایده به ذهن مان رسید و تولیدش را شروع کردیم، به جای اینکه تولید آن محصول را به اتمام برسانیم، در نیمه راه هر ایده جدیدی که به ذهنمان می رسد را با ایده قبلی مخلوط می کنیم که محصولمان ایده آل تر شود. این باعث می شود که پس از گذشت مدت ها محصول ما به تولید نرسد و همیشه در فرایند تحقیق و توسعه باقی بماند. فرض کنید کارخانه پژو در سال ۱۹۷۰ می خواست مدل ۲۰۶ را تولید کند. این خودرو نه تولید می شد و نه الان کارخانه پژو وجود داشت. نه پدرانمان سوار ۵۰۴ می شدند نه ما سوار ۲۰۶!!!!

skd283389sdc

لذا توصیه می شود برای آغاز هر فعالیت تولیدی اقدامات زیر را حتمن انجام دهیم:

۱- برای خودمان و سرمایه و پول مان بیش تر از ایده هایی که می آیند ارزش قائل باشیم. ایده های خوب را دوست داشته باشیم نه همه ایده هایی که به ذهنمان می رسد. به اولین ایده ای که به ذهنمان می رسد به دید تنها راه نجات نگاه نکنیم. این ایده ای بیش نیست و تا تبدیل به پول نشده ارزشی ندارد. یک راه حل خوب این است که خودتان را سرمایه گذاری فرض کنید که می خواهد ایده یک شخص مبتکر را ارزیابی و سپس روی آن سرمایه گذاری کند. پس خوب آن را بسنجید. در مورد اینکه چگونه یک ایده را ارزیابی کنیم به زودی مقاله دیگری منتشر خواهم کرد.

۲- در صورتیکه نمی دانید طرح شما به چقدر سرمایه نیاز دارد، حتمن با یک مهندس صنایع یا کسی که تجربه موفقی در مورد فعالیت های تولیدی و تجاری دارد مشورت کنید. اگر مبلغی که به شما گفت بیش از تصورتان بود، اعتماد کنید یا با یک شخص باتجربه دیگر مشورت کنید. یک تجربه از یک فرد داغدیده: نظر نفس خود را به نظر کارشناسی ترجیح ندهید.

۳- قبل از شروع تولید، به راهکارهای فروش فکر کنید. بازار هدف را مشخص کنید و نحوه فروش را روی کاغذ بیاورید. سپس با یک تاجر موفق که فعالیتش شبیه شماست مشورت کنید و به نظراتش اعتماد کنید.

۴- یک تعریف معقول از محصول خود بنویسید و جزئیات آن را مشخص کنید. در هنگام تولید اگر ایده جدیدی به ذهنتان رسید، آن را برای نسخه بعدی نگه دارید. رسیدن محصول شما به بازار مهم تر از به کمال رسیدن آن است.

۵- به این نکته دقت کنید که پولی را که برای محصولتان سرمایه می کنید، از جنس همان پولیست که بعدن باید با دردسر در بیاورید. سرمایه گذاری نکردن بهتر از ورشکست شدن است.

۶- به محصولات رقیب توجه کنید و قبل از تولید از مشخصات فنی آن ها و قدرت بازارشان توجه کنید و همچنین قیمت تمام شده خود را با قیمت آن ها در بازار مقایسه کنید. به سهم واسطه ها اهمیت بدهید. مغازه دار است که محصول را می فروشد نه شما!!!! از اجناس چینی بترسید! محصولات چینی با قیمت پایین شان، مزیت های رقابتی شما را کم رنگ می کنند. آیا مشتری شما توجیه کافی برای خریدن محصول شما دارد؟ یا ترجیح می دهد پول خود را پس انداز کند؟ برای تعیین قیمت تمام شده محصول با یک مهندس صنایع، کارشناس مدیریت یا یک فرد با تجربه مشورت کنید.

آقای سلحشور! مشکل شما با میرحسین چیست؟

Posted byشهاب on ۱۸م خرداد ۱۳۸۸

“و‌ی‌ در‌اد‌ام‍ه‌ گ‍ف‍ت‌ : م‍ن‌ ب‍ه‌ ‌ع‍ن‍و‌ان‌ ی‍ک‌ ‌ه‍ن‍رم‍ن‍د م‍ذ‌ه‍ب‍‍ی‌ ک‍ه‌ ب‍ه‌ دن‍ب‍‍ال‌ س‍ی‍ن‍م‍‍ا‌ی‌ ت‍ج‍‍ار‌ی‌ و ‌ع‍ش‍ق‍‍ی‌ ن‍ی‍س‍ت‍م‌، م‍‍ی‌ ف‍‍ه‍م‍م‌ ک‍ه‌ ب‍‍ای‍د ب‍ه‌ دن‍ب‍‍ال‌ ‌ارزش‍‍ه‍‍ا‌ی‌ دی‍ن‍م‌ ب‍‍اش‍م‌ و ب‍ه‌ ‌ه‍م‍ی‍ن‌ ج‍‍ه‍ت‌ دن‍ب‍‍ال‍ه‌ رو‌‌ ‌اح‍م‍د‌ی‌ ن‍ژ‌اد‌ی‌ ‌ه‍س‍ت‍م‌ ک‍ه‌ د‌ارد س‍ن‍ت‍‍ه‍‍ا‌ی‌ ‌اس‍لام‌ ر‌ا پ‍ی‍‍اده‌ م‍‍ی‌ ک‍ن‍د.

‌ای‍ن‌ ک‍‍ارگ‍رد‌ان‌ س‍ی‍ن‍م‍‍ا در ‌اد‌ام‍ه‌ ب‍‍ا ب‍ی‍‍ان‌ ‌ای‍ن‍ک‍ه‌ ‌ان‍ق‍لاب‌ م‍‍ا ف‍ر‌ه‍ن‍گ‍‍ی‌ ب‍ود گ‍ف‍ت‌ : م‍ت‍‍اس‍ف‍‍ان‍ه‌ در ‌ه‍م‍ی‍ن‌ ‌ان‍ق‍لاب‌،م‍‍ه‍‍اج‍ر‌ان‍‍ی‌ در دول‍ت‌ خ‍‍ات‍م‍‍ی‌ ف‍ی‍ل‍م‍‍ه‍‍ا‌ی‌ م‍س‍ت‍‍ه‍ج‍ن‍‍ی‌ ر‌ا ک‍ه‌ م‍ص‍‍ادره‌ ب‍ود ، ‌آز‌اد ک‍رد و ‌ام‍ث‍‍ال‌ م‍ج‍ی‍د م‍ج‍ی‍د‌ی‌ ر‌ا رو آورد ک‍ه‌ ۴۰۰ م‍ی‍ل‍ی‍ون‌ ت‍وم‍‍ان‌ ب‍ر‌ا‌ی‌ س‍‍اخ‍ت‌ ف‍ی‍ل‍م‌ ت‍ب‍ل‍ی‍‍غ‍‍ات‍‍ی‌ م‍وس‍و‌ی‌ آن‌ ‌ه‍م‌ ب‍‍ا آوردن‌ ی‍ک‌ ‌ه‍ن‍رپ‍ی‍ش‍ه‌ م‍‍ازن‍در‌ان‍‍ی‌ پ‍ول‌ گ‍رف‍ت‍ه‌ ‌اس‍ت‌ .

و‌ی‌ ب‍‍ا ‌اش‍‍اره‌ ب‍ه‌ م‍ن‍‍اظره‌ م‍وس‍و‌ی‌ و ‌اح‍م‍د‌ی‌ ن‍ژ‌اد ن‍ی‍ز گ‍ف‍ت‌ : ‌ه‍م‍ه‌ دی‍دی‍م‌ ک‍ه‌ چ‍ه‌ ک‍س‍‍ی‌ چ‍ق‍در در چ‍ن‍ت‍ه‌ د‌ارد، م‍ن‌ ش‍ن‍ی‍دی‍م‌ ک‍ه‌ م‍وس‍و‌ی‌ ب‍ر‌ا‌ی‌ ح‍ض‍ور در ‌ای‍ن‌ م‍ن‍‍اظره‌ ، ن‍زدی‍ک‌ ب‍ه‌ ۱۰ روز ب‍‍ا چ‍ن‍د ن‍ف‍ر ‌آدم‌ خ‍ب‍ره‌ و ت‍و‌ان‍م‍ن‍د ت‍م‍ری‍ن‌ م‍‍ی‌ ک‍رده‌ ت‍‍ا ‌آم‍‍ادگ‍‍ی‌ پ‍‍اس‍خ‍گ‍وی‍‍ی‌ د‌اش‍ت‍ه‌ ب‍‍اش‍د ول‍‍ی‌ ن‍ت‍ی‍ج‍ه‌ ‌ه‍م‍ه‌ ‌ای‍ن‌ ت‍م‍ری‍ن‍‍ه‍‍ا “چ‍ی‍ز” ش‍د.”

salahshoor

متن بالا از سایت رجانیوز بدون هیچ تغییری استخراج شده است.

آقای سلحشور حالا که به اشک هایی که در زمان دیدن سریال حصرت یوسف(ع) ریختم فکر می کنم. می بینم که این اشک ها به خاطر علاقه ام به پیامبر پاکی بوده که در میان مسلمانانی چون شما هم مظلوم واقع شد. نه به خاطر صداقت شما در ساخت این فیلم.

آقای سلحشور مسخره کردن کلام یک انسان صادق، که الان هرقدر در ساخت آثار هنری امنیت دارید از صدقه سر شهامت های امثال اوست، نشاندهنده تفکر سیاه شما نسبت به زمانه است.

این سایت یک سایت سیاسی نیست و از پرداختن به حاشیه های سیاسی خودداری می کنم و به بحث اقتصادی خودم می پردازم.

شما به قول خودتان ۷ میلیارد تومان به قولی ۱۲ میلیارد تومان و به قولی ۲۰ میلیارد تومان پول برای ساخت سریال حضرت یوسف(ع) دریافت نمودید.

چند بازیگر معروف در این فیلم بازی کردند؟ چقدر دستمزد دادید؟ اکثر بازیگران غیر معروف حتی حاضرند پول پرداخت کنند و در این سریال معروف نقشی را ایفا کنند.

بسیاری از قسمت های سریال مملو از دیالوگ های کش داده شده برای افزودن زمان سریال بود. این را همه مردم ایران می دانند.

من مدافع فیلم نامه فیلم های عشقی و به قول شما تجاری نیستم. آن ها مخاطبان مربوط به خود را دارند.

ولی اکثر این فیلم ها فروشی معادل ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان دارند. شما دست اندرکار سینمای ایران هستید. پس پاسخ دهید:

- چند درصد این پول سهم سینما داران است؟

- چند درصد این پول هیچ گاه به دست تهیه کننده نمی رسد؟

- مابقی این پول در چه تاریخی با تهیه کننده تسویه می شود؟

- چند درصد این فیلم ها هیچ گاه به باجه نمی رسند؟

- استهلاک سرمایه از ساخت تا فروش چقدر است؟

- دستمزد بازیگران معروف در این فیلم ها چقدر است؟

آقای سلحشور چه کسی فیلم تجاری تولید می کند؟ کسی که با این دردسر فروش می کند یا کسی که به راحتی قراردادی چند میلیون دلاری با بودجه بیت المال امضا می کند؟ تاجر کسی است که به نام یک شخص مذهبی با بیت المال تجارت می کند.

رهبری انقلاب در یکی از خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران، با اشاره به دوران حیات مبارک امیرالمؤمنین(ع) به تحلیل موضوع فتنه پرداختند. ایشان دنیا پرستی دنیا طلبان را ریشه‌ی اصلی پدید آمدن فتنه‌ها عنوان نمودند و امام علی (ع) را دچار چنین بلیه‌ای در دوران حکومت خود دانستند.

ایشان با تبیین محیط فتنه که به معنای محیط غبار آلود است فرمودند :« در چنین وضعیتی است که خیلی‌ها اشتباه می‌کنند و بصیرتشان را از دست می‌دهند. تعصبهای بی خود، عصبیت‌های جاهلی در چنین فضایی رشد پیدا‌ می‌کند. آن وقت می‌بینید محور، دنیا طلبانند. اما یک عده کسانی که اهل دنیا هم نیستند به خاطر فتنه در جهت هدف‌های آن‌ها حرکت می‌کنند»

شما از کدام نوع هستید؟ خدا به همه ما رحم کند.

اخطار! این بار درست رای بدهید!

Posted byشهاب on ۸م خرداد ۱۳۸۸

….. بقال سر کوچه می گه کروبی خوب نیست. آخه شهر اینا همیشه با مردمای شهر کروبی دعواشون می شده. از قدیم با هم مشکل داشتن. ولی من به کروبی رای می دم. آخه کرباسچی معاون اولش می شه.

….. ای ول میر حسین گفته گشت ارشادو جمع می کنم. من که به میرحسین رای می دم. خاتمی هم با میر حسینه.

….. محسن رضایی دیروز تو سخنرانیش گفته احمدی نژاد برنامه اقتصادی نداره. ببین چقدر فهمیدست. ببین این سایت تابناک رو چقدر تونسته معروف کنه؟

….. من که می گم به خود احمدی نژاد رای بدیم که پروژه های ناتمومش رو تموم کنه. می گن رفته آمریکا می خواستن بکشنش ولی اون بازم به سخنرانیش ادامه داده. عراق هم می خواستن بدزدنش. ببین چقدر شجاعه.

gij

ببین به این سادگی رای می دیم. سر دعواهای قومی و وعده های کشکی و زیر آب زنی انتخاباتی و گزارشای آبکی.

- اینکه قوم کروبی با قوم شما مشکل داره یعنی کروبی به درد نمی خوره؟

- اینکه گشت ارشاد و جمع کنیم همه چی درست می شه؟

- اینکه احمدی نژاد بده یعنی من خوبم؟

- احمدی نژاد پروژه های خاتمی و هاشمی رو به نتیجه رسوند. نترس نفر بعدی هم پروژه های احمدی نژاد رو به نتیجه می رسونه.

همین؟ کل تفکرت رفت زیر سوال؟ نمی خوای کمی فکر کنی؟ نمی خوای با حب و بغض رای دادن رو ترک کنی؟ کی تا حالا رای دادی و ۴ سال بعدش راضی بودی؟

فکر نمی کنی دیگه مشکل اونا نیست و مشکل خودته که یه بار تا حالا انتخاب منطقی نکردی و همش داری انتخاب هیجانی می کنی؟

هی می ری به یکی رای می دی که یکی دیگه رای نیاره؟ درسته؟

دفعه بعد به نفر بعدی که کسی رو که ۴ سال پیش سنگشو به سینه می زدی، شوت کنی کنار؟

ما ایرانیا خوب نمی شیم؟ نه؟

چند تا معیار واسه رای دادنت انتخاب کن. ببین این اگه بیاد:

- اقتصاد چی می شه؟

- مسکن چی می شه؟

- فرهنگ چی می شه؟

- خصوصی سازی چی می شه؟

- مدیریت بلده؟

- آبروی کشورو می تونه حفظ کنه؟ تو یه سخنرانی جوگیر نمی شه قول های الکی بده؟ تو یه مصاحبه عصبی نمی شه هر چی از دهنش در بیاد بگه؟ بلده حرف بزنه؟

- با کل دنیا دعوا نداره؟

- می دونه فرق رییس جمهور با مدیر یه نونوایی چیه؟

- می دونه فرق رییس جمهور با شهردار چیه؟

- تو دنیا آبرو داره؟ خوشنامه؟ اینجا یه چاردیواری نیستا. اینجا یه عضو جامعه بین المللیه.

- تو منصب اجرایی که بوده، خوب کار انجام داده؟

چی شد؟ نظرت عوض شده؟ اشکال نداره. عوضش حالا از این کاندیدا می تونی بین دوستات دفاع کنی. نمی خواد تعصب به خرج بدی یا فحش بدی. دلیل و منطق داری. ولی حتمن رای بده. مهمه که رییس جمهورتو خودت انتخاب کنی.

mirhossein1

استخدام، خانم یا آقا؟

Posted byشهاب on ۲۷م اردیبهشت ۱۳۸۸

بر اساس یک نظر سنجی پایگاه اینترنتی حوزه آمار زیر منتشر شده:

“۷۲ درصد از مردان دارای تحصیلات دانشگاهی و فاقد تحصیلات دانشگاهی با اشتغال همسران خود موافقند و این در حالی است که فقط ۲۸ درصد مردان با اشتغال همسران خود مخالف می‏باشند.

۲۲ درصد از مردان معتقدند زن برای کمک به خانواده باید کار کند، ۲۸ درصد اعتقاد دارند که کار باعث نشاط در زندگی زنان می‏شود و ۲۶ درصد اعتقاد دارند که اشتغال زن باعث می‏شود زن وظایف خود را به خوبی انجام ندهد. ۲۴ درصد اعتقاد دارند زن برای استقلال باید کار کند. ۵۲ درصد از مردان مناسب‏ترین شغل برای زن را فعالیت فرهنگی می‏دانند. ۱۸ درصد فعالیت هنری، ۶ درصد فعالیت اداری و ۲۴ درصد خانه‏داری و بچه‏داری را مناسب‏ترین شغل برای زنان می‏دانند.

همچنین ۵۶ درصد از کل مردان اعتقاد دارند که زن وظیفه‏ای در تأمین مخارج ندارد و ۴۴ درصد از کل مردان معتقدند که بهتر است زن همپای مرد در تأمین مخارج بکوشد.

۳۸ درصد از کل مردان اعتقاد دارند که اشتغال زن تأثیر مثبتی به همراه دارد. ۲۵ درصد معتقدند اشتغال زن تا حدودی تأثیر مثبت دارد و ۱۰ درصد معتقدند اشتغال زنان هیچ گونه تأثیر مثبتی ندارد.

۴۶ درصد شوهران با اشتغال زنان خود موافقند و این در حالی است که ۵۴ درصد از شوهران آنها با اشتغال زنان خود مخالف می‏باشند.

۱۸ درصد زنان معتقدند زن برای کمک به خانواده باید کار کند، ۱۴ درصد معتقدند کار باعث نشاط در زندگی زنان می‏شود، ۴ درصد معتقدند اشتغال زن باعث می‏شود وظایف خانوادگی خود را به خوبی انجام ندهد و ۶۴ درصد زنان معتقدند زنان برای استقلال باید کار کنند.

۵۶ درصد زنان مناسب‏ترین شغل را برای زنان فعالیت فرهنگی، ۱۶ درصد فعالیت هنری، ۱۰ درصد فعالیت اداری و ۱۸ درصد خانه‏داری و بچه‏داری می‏دانند.

۴۶ درصد از زنان معتقدند زن وظیفه‏ای در تأمین مخارج خانه ندارد، ۵۴ درصد معتقدند زن باید همپای مرد در تأمین مخارج بکوشد.

۶۸ درصد زنان هر دو گروه معتقدند اشتغال زنان تأثیر مثبتی دارد و ۳۰ درصد این تأثیر را تا حدودی می‏دانند و این در حالی است که فقط ۲ درصد زنان این تأثیر را مثبت ارزیابی نمی‏کنند.

۲ درصد زنان معتقدند اشتغال زنان تأثیری ندارد در حالی که اشتغال زنان از نظر مردان دارای تأثیر مثبت‏تری می‏باشد.

۴ درصد زنان معتقدند اشتغال مانع انجام وظایف آنها می‏شود. در حالی که دیدگاه مردان نسبت به سؤال مذکور مثبت‏تر می‏باشد و با اینکه دیدگاه مردان نسبت به اشتغال زنان مثبت‏تر گشته (۷۲ درصد) هنوز درصد نه چندان اندکی از زنان با اشتغال خود مخالفند. (۵۴ درصد)”

men-women-symbol1

به نظر شما اگر استخدام اولویت داشت خانم ها مستحق تر بودن یا آقایون؟

من می گم خانم ها چون:

- خانم ها دقیق تر کا رمی کنند و وجدان کاری بیشتری دارند.

- خانم ها به کارشون پایبندترند.

- خانم ها با تصمیمات تیمی سازگارترندو

من می گم آقایون:

- خرجی خونه باید بدن.

- کارها رو سریع تر انجام میدن.

- شجاعتشون بیشتره-

- خانم ها شوهر کنن از محل کارشون میرن.

ولی به نظر من هر کسی که کار بیشتر بلده باید زودتر استخدام شه.

نظر شما چیه؟

کدام بانک بهتر است؟

Posted byشهاب on ۱۵م اردیبهشت ۱۳۸۸

وقتی می خوایم یک کسب و کار جدید راه بندازیم و یا مقداری پول رو در حساب سرمایه گذاری خودمون قرار بدیم یا اینکه حساب قرض(!) الحسنه(!) باز کنیم دلمون می خواد بانکی که انتخاب می کنیم بهترین خدمات رو به ما ارائه کنه.

pool-zaman

پیشنهاد من اینه که قبل از انتخاب بانک به نکات زیر توجه کنیم:

- خود پرداز یک بانک می تونه تا چند ساعت به شما پول نده بدون اینکه به اعتراض شما توجه کنه.

- بانک می تونه آخر هر ماه به هر بهونه ای به شما پول خودتون رو نده.

- بانک می تونه ۱۵ روز شما رو واسه گرفتن یک دسته چک جدید معطل کنه.

- بانک می تونه واسه دادن دسته چک جدید به شما فشار بیاره آخر ماه یک مبلغ کلان رو تو حسابت نگه داری.

- اینترنت بانک یک بانک می تونه ۲۴ ساعت قطع باشه.

- کارت عابر بانکتون می تونه چند ساعت به دستگاه های پوز جواب نده.

- کارت عابر بانک شما می تونه قبل از عید در هیچ خودپردازی غیر از خودپرداز خودش کار نکنه.

- بانک می تونه سود سرمایه گذاری شما رو دیر بده و اعتراض شما فایده ای نداره.

- صدور کارت عابر بانک در یک بانک می تونه تا یک هفته طول بکشه و شما در اون یک هفته به پولتون دسترسی ندارید.

- سیستم متمرکز بانک می تونه نصف روز کار نکنه و شما برای برداشت پولتون مجبور بشید به شعبه مادر مراجعه کنید.

saf-aber

بنابراین:

اگر می خواهید حساب سرمایه گذاری باز کنید:

- از کسانی که در اون بانک حساب دارند بپرسید که آیا بانک سود رو در زمان هایی که تعهد داره واریز می کنه یا خیر.

- به نوع حساب توجه کنید. بعضی بانک ها ادعای ۲۵ درصد سود دارند. اما این ۲۵ درصد واقعی نیست چون سود شما رو به مدت ۴ سال نگه می دارند و در واقع از سود ترکیبی پول شما استفغاده مضاعف می کنند. درصد این حساب ها بعضا خیلی پایین تر از ۲۵ درصد هست. در یک مقاله کوتاه این سود رو محاسبه خواهم کرد.

اگر می خواهید با این حساب تجارت کنید:

- بینید دسته چک رو چند وقته صادر می کنه.

- ببینید افراد معتبر که حسابون خوب کار می کنه رو چقدر تحویل می گیره؟ مثلن اگر حسابشون خالی باشه و چک تو باجه داشته باشند برگشت می زنه یا تا می تونه صبر می کنه؟

- ببینید با اعتباری که تو اون بانک به دست می آرید آیا در آینده وام بهتون می ده یا نه.

- ببینید جایی که نیاز به ضمانتنامه بانکی دارید بهتون می ده یا نه.

- از کارکرد اینترنت بانک و تلفنبانک مطمئن بشید. تلفنبانک بعضی از بانک ها تا ۲۴ ساعت قطعه و شما نمی تونید متوجه بشید چکتون پاس شده یا نه.

- مطمئن بشید که تلفن بانک و اینترنت بانک آنلاین هستند. یعنی اطلاعات ۲۴ ساعت قبل رو بهتون نده چون تجارت های امروز سرعتش خیلی زیاده و اطلاعات ۲۴ ساعت قبل مرده محسوب می شه.

- ببنید اون بانک کلن برای مشتری هاش و پولشون ارزش قائله یا اینقدر پول دولت در خزانش هست که هیچ نیازی به شما احساس نمی کنه. این رو از رفتار مسئول باجه ها که چقدر با شما خوب برخورد می کنند متوجه می شید.

- اگر می خواهید در آینده با خارج از کشور در ارتباط باشید از امکانات ارزی بانک مطمئن بشید. چون بعضی از بانک ها برای عملیات ارزی سخت گیری های بی دلیل می کنند.

- از ارتباط کامل اون بانک با شبکه شتاب مطمئن بشید. که اگر خواستید با خودپرداز پولی رو به بانک دیگه ای منتقل کنید امکان پذیر باشه.

- سعی کنید که شعبه ای که حساب باز می کنید نزدیک منزل یا محل کارتون باشه که برای بعضی امور که لازم می شه مراجعه کنید وقتتون تلف نشه.

shetab_iran

شبکه شتاب

اگر می خواهید حساب قرض(!) الحسنه(!) داشته باشید:

- اگر به هوای جایزه، حساب قرض(!) الحسنه(!) باز می کنید و اعتقادات مذهبی دارید بدونید که این حکم شرعی اکثر مراجع هست به خاطر جایزه حساب قرض(!) الحسنه(!) باز کردن حرامه.

- مطمئن بشید که اگه یه روزی گیر افتادید اون بانک حاضره به شما وام قرض(!) الحسنه(!) بده یا نه.

- مطمئن بشید که اون بانک با پول شما وام قرض(!) الحسنه(!) به مردم می ده نه وام تجاری

- از صحت جوایزی که بانک ادعا می کنه از آشنایان و دوستان جویا بشید. چون بالاخره اگه قرعه کشی عادلانه باشه باید خبرش به فامیل یا دوستان شما هم برسه.

اگر نظری دارید که این مطالب رو تکمیل می کنه ممنون میشم که بفرمایید.

امروز بانک تجارت بودم،(حتی از یک باجه یک شعبه!!!)

Posted byشهاب on ۵م اردیبهشت ۱۳۸۸

این بانک های خصوصی اگه نبودند معلوم نبود بانک های دولتی تا کی می خواستن درجا بزنن. بازم به بانک ملی، ملت و کشاورزی.

امروز بانک تجارت بودم شعبه اکباتان فاز۲. وقتی از دستگاه نوبت گرفتم نوشته بود :

تعداد نفرات جلوی شما در صف : ۲۰ نفر حداقل مدت انتظار: ۱۰۰ دقیقه

این یعنی هر نفر ۵ دقیقه طول می کشه. گفتم دستگاه شوخیش گرفته این بانک ۶ تا باجه داره. یعنی هر نفر در هر باجه ۲۰ دقیقه معطل میشه؟؟؟!!!!

آقا نشستیم و من شروع کردم روزنامه اعتماد ملی بغل دستیمو خوندم که داشت در مورد نحوه تامین بودجه ستاد انتخاباتی دکتر احمدی نژاد به قول خودش افشاگری می کرد.

۲۰ دقیقه گذشت دیدم به به کلن ۵ نفر کارشون راه افتاده، دیدم نه بابا این دستگاه بی راه نمی گفت. دقت کردم دیدم ۴ باجه از ۶ باجه خاموشه و کسی پشتش نیست و یک باجه از دو باجه فعال نوشته جاری و نوبت قبول نمی کنه و یک باجه داره کار می کنه.

کم کم داشت همهمه ی مشتری ها و غرو لند ها شروع می شد.

رفتم پش رییس شعبه (آقای اسماعیل پور رستمی):

- آقای رییس یه فکری به حال این باجه های غیر فعال نمی کنید؟

- الان که یه باجه داره کار می کنه.

- اینجا ۶ تا باجه هست که یکیش کار می کنه. چرا بقیه کار نمی کنن؟

- خوب اونا نیستن!!!

- رییس جان ملت اینجا خیلی وقته تو صف ایستادن خوب یه فکری بکنید.

(رییس پشتشو کرد به من و مشغول کار با رایانه اش شد.) (پیش خودم گفتم شیطونه میگه زنگ بزنم هادی با بچه های تحت امرش بریزن اینجا و همه باجه ها رو به زور فعال کنن ولی گفتم قبلش همه راه های دیپلماتیک رو امتحان کنم :D )

- ببخشید من داشتم حرف می زدم!!!

- کاری از دستم بر نمیاد. (دوباره پشتشو کرد به من) !!!!!!!!!!!!!

- رییس می رم تو وبلاگم تو سایت بانکی می نویسما. روزی ۱۰۰۰۰ نفر می رن می خونن. بانک های دیگه هم می خونن. زشته. یه فکری بکن.

- خوشحال می شم که تو سایت بانکی بنویسید.( چقدر ترسید واقعن!!!)

دیگه کفر ملت دراومد و شروع کردن به غر زدن های بلند. یاد بانک پاسارگاد به خیر. یه بار یکی از مسئول باجه ها نبود، ریس نشسته بود پشت باجه که ملت کارشون سریع راه بیفته. یاد پیشنهاد رییس جمهور افتادم که می خواست کل بانک های دولتی رو بکنه یه بانک واسه خدمت به مردم. چه شود. اون موقع همون یه باجه رو هم تعطیل می کنن میشنن دور هم جوک می گن و به ریش ارباب رجوع می خندن.

تبریک سال نو و توصیه های اقتصادی سال ۸۸

Posted byشهاب on ۲۲م فروردین ۱۳۸۸

با سلام و تبریک به مناسبت سال نو.

امسال به نظر من از نظر اقتصادی سال خیلی خاصی هست و تصمیم گیری های مالی و اقتصادی باید خیلی دقیق و با رعایت احتیاط باشند. من یک سری توصیه آماده کردم که البته فقط توصیه هست و باید در شرایط خاص در موردشون بررسی بشه.

banki-blog-fall-coin

از دلایل اینکه امسال سال خاصی هست می شه به چند مورد اشاره کرد:

۱- سال حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف هست که متاسفانه از سمت دولت به حرکت ضربتی و انقلابی برای اصلاح الگوی مصرف تعبیر شده. بنابراین هر اقدامی رو می شه متصور بود. حتی در حد اینکه قیمت انرژی به چندین برابر برسه.

۲- امسال تبعات بحران اقتصادی جهانی ممکنه روی قیمت نفت در فصل گرما تاثیر منفی شدید بگذاره و اقتصاد کشورهای وابسته به نفت مثل ایران رو تحت تاثیر قرار بده.

۳- قیمت ملک افت شدیدی داشته و رکودی رو در بخش تولید مسکن خواهیم داشت. از طرفی اگر فشار به مسکن سازها و واسطه گرها بیاد، ممکنه دست به اقداماتی برای افزایش قیمت بزنن که جبرانش خیلی سخت باشه.

۴- در ماه خرداد انتخابات هست و دولت تا اونوقت تمام تلاشش رو می کنه که قیمت ها رو ثابت نگه داره ولی بعد از انتخابات معلوم نیست این فنر فشرده تا کجا رها می شه.

۵- یکی از تبعات بحران جهانی اقتصادی کاهش قیمت کالاهای خارجی هست که تا حدودی از این کاهش قیمت رو دولت با افزایش تعرفه گمرکی جبران کرده و درآمد خوبی رو نصیب خودش کرده. ولی در هر صورت این موضوع روی فروش کالاهای داخلی تاثیر می ذاره و باعث رکود و شاید کاهش اشتغال در این زمینه می شه.

بنابراین لطفن در مورد توصیه های ذیل بیشتر تامل کنید:

۱- اگر صاحب هیچ ملکی نیستید و پول خرید ملک رو دارید، حتمن ملک بخرید. دنبال این حرف ها نباشید که ببنیم تا کی ارزون می شه، اون موقع می خرم. وضعیت مسکن اینجوری نمی مونه بالاخره دوباره گرون می شه. زمانی که زمزمه رونق مسکن بیاد دیگه هیچ کس به شما ملک نمی فروشه تا وقتی که کاملن قیمتش رشد کنه. پس طمع نکنید. اما اگر ملک دارید و نیازی به داشتن ملک ندارید پولتون رو در یک جای مطمئن سرمایه گذاری کنید.

۲- صرفه جویی کنید و تا می تونید پس انداز کنید. حتمن فکر می کنید در حال صرفه جویی هستید ولی اینطور نیست. یک نگاه به آمار فست فودهایی که می روید یا تاکسی های دربستی که می گیرید بندازید، نظرتون عوض می شه.

۳- قبل از هر سرمایه گذاری بزرگ یا کوچک با بدبینی یک بار دیگه اون رو بررسی کنید و با افراد صاحب نظر در بازار مشورت کنید. با رییس بانکتون هم مشورت کنید. روسای بانک ها معمولن در جریان اتفاقات کلان اقتصادی هستند. اگر همه این توصیه رو می کنند که ریسک سرماه گذاری که می خواهید انجام بدید بالاست اعتماد کنید. سرمایه ای که دارید رو نگه دارید بهتر از اینه که از دست بدید.

۴- اگر مدیر شرکت خصوصی پیمانکار دولت هستید و به خوش قولی در تسویه کردن اداره ای که با آن قرارداد دارید شک دارید، قرارداد پروژه دراز مدت  نبندید. اگر سوالتون اینه که پس حقوق کارمندام رو چطور بدم جواب من اینکه الان که کارمنداتون در این پروژه مشغول نیستن نگرانید، فردا که اداره دولتی در تسویه بدقولی کرد حتمن سکته می کنید.

۵- اگر بازاری هستید تا می تونید نقدی کار کنید و از معاملات نسیه و چکی صرفه نظر کنید. همیشه بزرگترین مشکلات برای بزرگترین بازاری هاست.

۶- اگر مدیر یک شرکت خصوصی هستید تا می تونید الگوی مصرف انرژی تون رو اصلاح کنید. اصلن معلوم نیست چه بلایی به سر قیمت انرژی میاد. سیستم های ساختمان هوشمند می تونن در این زمینه بهتون کمک کنن.

۷- اگر مدیر شرکت خصوصی هستید سعی کنید وابستگی درآمدزایی تون رو از اقتصاد نفتی دولت کم کنید و به سمت بازار و بخش های خصوصی ببرید. دولت حقوق کارمندش رو نگه نمی داره که به شما اقساط پروژه هاتون رو پرداخت کنه.

۸- در نهایت اینکه قبل از هر اقدام اقتصادی خوب فکر کنید و ریسک هایی که آینده روشنی ندارند رو انجام ندید.


خصوصی . All rights reserved.