فیتیله! رمضون تعطیله!
اقتصاد ایران ۳م شهریور ۱۳۸۸یکشنبه ۱ شهریور ساعت ۱ و ۱۵ دقیقه :
ماشین رو تو خیابون کناری اداره بیمه پارک کردم و پیاده شدم. به دست فروشی که کنار خیابون بود گفتم: مزاحم نیستم؟
دست فروش: نه. بیمه می ری؟
من: آره. چطور؟
دست فروش: تعطیله دیگه الان.
من: نه تا ۲ هستن.
دویدم به سمت اداره بیمه. داخل اداره منتظر کارشناس موندم. کارشناس بهم گفت باید از رییس درآمد امضا بگیری. امضا رو گرفتم و ساعت ۱ و ۴۵ دقیقه رسیدم دبیرخونه تا شماره کنم.
کارمند دبیرخونه پشت پیشخون نشسته و بهم زل زده. کیفشو بغل کرده و هی به ساعت نگاه می کنه. قیافه اش مثل کسانی هست که الان مسابقه دارن می خوان دو صد متر تا سرویس اداره برگزار کنن.
من: خانم! میشه این نامه رو شماره کنید؟
کارمند: نه. کامپیوترم رو خاموش کردم.
من: خانم! یه ربع مونده به دو. الان من باید این نامه رو شماره کنم.
کارمند: بده به این خانم بغلی هنوز کامپیوترش روشنه.
می رم به سمت باجه کناری.
من: خانم می شه این رو شماره کنید؟
کارمند: ای وای کامپیوترم هنگ کرده…… خاموشش کردم. آقا ایشاالله فردا
من: خانم چرا هنگ کرد؟ این که الان داشت کار می کرد.
کارمند: آقا از بالا می بندن سیستم هامون رو کاریش نمی شه کرد. فردا
من: خانم ما خودمون اینکاره ایم. میشه بگین چیو می بندن که ما هم در جریان باشیم؟
خانمه دیگه به من توجه نکرد. کیفش رو زد زیر بغلش و دوید بیرون. دیدم یهو همه دارن می دوند. در عرض ۲۰ ثانیه همه تو راهرو بودن.
منم دیگه اعصابم خرد شد. شروع کردم به اعتراض کردن:
فکر می کنید این روزه ای که می گیرید قبوله؟
یکی از دوندگان: اینو دیگه تو تعیین نمی کنی.
من: دقیقن من تعیین می کنم. می تونی صبر کنی ببینی.
خلاصه ما اعتراضمون رو با صدای بلند به گوش همه کارمندای اونجا رسوندیم.
ساعت ۲ و ۱۵ دقیقه کنار ماشین:
دست فروش: می بینم که آویزونی داداش!
من: آره. اینا دیگه کین؟

فردا ساعت ۱ و ۱۵ دقیقه جلوی باجه دبیرخونه، کارمندی که دیروز کیفشو بغل کرده بود به بغل دستیش:
ببین زود باش کار همه رو انجام بدیم، الان ساعت ۲ می شه ارباب رجوع داد و بیداد راه می ندازه.
آخیش بالاخره داد و بیداد ما یه نتیجه ای داشت.
ولی یه دفعه یه تیکه اومد که حال ما رو بگیره:
به سمت بغل دستیش: آخ جون ۴۵ دقیقه دیگه تعطیلیم.
چند تا سوال از هیات دولت:
- به نظر شما کارمندا ساعت ۲ می رن خونه عبادت می کنن تا ۸ شب؟
- به نظر شما تا ۸ شب غذا می پزن؟
- به نظر شما اصلن خونه می رن؟
- به نظر شما شرکت های خصوصی هم چاه نفت دارن که با روزی ۵ ساعت کار بتونن به اندازه هفته ای ۴۴ ساعت حقوق بدن؟
- به نظر شما چقدر در مورد این تصمیم کاشناسی شده؟
- به نظر شما کارشناسی کردن کلن کار خوبیه؟
۴م شهریور ۱۳۸۸ at ۰۸:۱۶
اگر منظور کارشناسی به سبک احمدی نژاده باید بگم خیلی:دی
واسه همینم رییس مجلس نامه نوشته که لغو کنید این تعطیلی ر ِ :دی
۹م شهریور ۱۳۸۸ at ۰۵:۲۰
کارشناسی در ماه رمضان تعطیل D:
۱۰م شهریور ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۳
مرسی زیبا بود. بالا خره آقای احمدی نژاد از نخبگان هستند . اینو خودشون گفتن!!!
این نخبگان یه چیزایی رو میفهمند که ما آدمای عاری قادر به درکشون نیستیم….
اینا همش درد..
۱۳م شهریور ۱۳۸۸ at ۱۷:۴۲
مشکل از خودمون هست
شاید فکر کنید شعار هست
ولی تا برای همدیگه کار نکنیم توقع کارکردن دیگران رو برامون اشتباه هست.
کشور مال ماست خودمون هم بایست درستش کنیم.
منفی بافی ممنوع
۱۴م شهریور ۱۳۸۸ at ۱۴:۵۱
درسته. ولی وقتی دولت قانون برای آمدن سر کار می ذاره از ۹ تا ۱۴ کارمند چجوری ۸ بیاد و ۱۶ بره؟ مگه نگهبان میاد که درو باز کنه؟ اضافه کار هم که نمی دن. اگه بخواهیم نقش دولت رو نفی کنیم، اشتباه می کنیم
۲۰م شهریور ۱۳۸۸ at ۲۳:۲۳
سلام !
اوا !
خب از مردم روزه دار ایرانی چه انظاری داری شما ؟!
P:
)
۲۲م شهریور ۱۳۸۸ at ۱۳:۲۷
بی خود کی گفته بیاید شرکت ما ببینید تا زمانی که ساعت کاری تموم نشه حتی اگه کار یا مراجعه کننده هم نداشته باشیم اجازه نداریم کارت بزنیم . لطفا واسه خندیدن ۴ نفر کار ما رو زیر سوال نبرید .
۲۳م شهریور ۱۳۸۸ at ۱۶:۰۴
سلام.
ممنون
البته هیچ وقت منظور من خندوندن نبوده. چو این مساله اصلن خنده دار نیست.
این یه داستان واقعیه که واسه من اتفاق افتاده و من مو به مو نوشتم.
اینکه خنده دار به نظر میاد واسه اینه که واسه همه این قضیه ملموسه.
لطفن اسم شرکتتون رو بگید.
ممنون می شم
۹م مهر ۱۳۸۸ at ۱۶:۱۴
چطوره از بیمه های خصوصی استفاده کنی
۱۲م مهر ۱۳۸۸ at ۱۳:۴۱
ممنون. این موضوع مربوط می شه به بیمه تامین اجتماعی واسه کارمندای شرکت. متاسفانه این فعالیت فقط در اون اداره، ارائه می شه
۱۷م آبان ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۸
خاک تو سر من با این دولت کریمه
۱۶م آذر ۱۳۸۸ at ۱۴:۰۹
ماه رمضون خیلی خوب
برای خانواده ها هم خوب
باید زمانشو بیشتر کنیم
پس نتیجه می گیریم
دکتر چیتوز خوبه
برای مملکت هم خوبه
باید بیشتر هم بشه